• تاریخ : ۱ام بهمن ۱۳۹۶
  • موضوع : پزشکی

fgh

چه باور داشته باشید و چه نه، رژیم غذایی شما نقش بسیار زیادی در خوب رشد کردن یا ضعف رشد موهای شما دارد. مدارک گواهی می‌دهند که افرادی که دچار سوءتغذیه هستند بیش از سایرین در معرض ریزش مو قرار دارند.

زمانی که شما غذاهای مناسب در رژیم غذایی روزانه خود مصرف می‌کنید به پیشگیری از ریزش موی شما کمک کرده و حداقل سرعت ریزش موی شما را کاهش می‌دهد. مصرف غذاهای ناسالم که ارزش غذایی ندارند برای موهای شما خوب نیست و باعث ریزش سریع‌تر موهای شما می‌شود. خوب، شما برای داشتن موهای سالم و کمک به رشد آنها باید چه غذاهایی را در رژیم غذایی روزانه خود بگنجانید؟

مواد غذایی ضروری برای داشتن موهای سالم و جلوگیری از ریزش مو


پروتئین و آمینواسیدها

wew

برای داشتن موهایی سالم و جلوگیری از ریزش مو باید مقادیر کافی پروتئین در رژیم غذایی روزانه مصرف شود. کمبود پروتئین باعث خشک شدن موها شده و موها به راحتی شکسته شده و آسیب می‌بینند. این موضوع تعجب‌آور نیست زیرا مو از پروتئین ساخته شده هست. به علاوه، خوردن مقادیر کافی پروتئین برای ساخت آمینو اسید در بدن ضروری هست.

بعضی آمینواسیدهای حیاتی باعث ضخیم شدن موها می‌شوند. دو آمینو اسید مهم و ضروری برای داشتن موهایی سالم متینوئین و سیستئین هستند. هر دوی این آمینو اسیدها حاوی سولفور بوده که سولفور مورد نیاز سلول‌های مویی را تأمین می‌کنند. موها بدون سولفور ناسالم به نظر رسیده و به خوبی رشد نمی‌کنند. کمبود هر یک از آمینواسیدها می‌تواند باعث ریزش مو شود.

متینوئین

از آنجا که متینوئین در بدن انسان ساخته نمی‌شود، این آمینو اسید باید از مصرف غذاها یا مکمل‌ها تأمین شود. ماهی، گوشت و دانه‌های مانند کنجد مقدار زیادی متینوئین دارند.

سیستئین

بدن شما قادر به تولید سیستئین هست اما مصرف غذاهایی مانند تخمم مرغ‌ها، مرغ، کلم بروکلی، جوی دو سر و شیر منابع عالی سرشار از امینو اسید هستند. میزان توصیه شده مصرف متینوئین، ۱۵۰ میلی‌گرم هست اما مصرف مقادیر زیاد آمینو اسید عارضه‌های جانبی مختلفی نیز دارد. مصرف ۱۰۰ میلی‌گرم سیستئین در روز توصیه شده هست. با افزودن این آمینو اسیدها به رژیم غذایی روزانه درصد سولفور موها را بهبود بخشید تا موهای شما ضخیم‌تر و سالم‌تر بمانند.

 آرژنین

یکی دیگر از آمینو اسیدهایی که نقش مهمی در بهبود رشد مو دارد، آرژنین هست. این آمینو اسید با بهبود جریان خون در ریشه مو باعث تحریک رشد آن می‌شود.

گلوتامین

گلوتامین یکی دیگر از امینو اسیدهایی هست که به رشد طبیعی و سالم موها کمک می‌کند. این آمینو اسید با تأمین سولفور به رشد موهای سالم کمک می‌کند. بدن به طور طبیعی گلوتامین تولید می‌کند اما با افزایش سن تولید این نوع آمینو اسید در بدن کاهش می‌یابد.

لایسین 

لایسین یک آمینواسید ضروری برای کمک به ترمیم موهای آسیب دیده و تولید کلاژن هست. کلاژن باعث بهبود گردش خون شده که باعث رشد موهای سالم می‌شود.

اسیدهای چرب ضروری

erer

اسیدهای چرب مورد نیاز (چربی‌های خوب) برای جلوگیری از ریزش موها ضروری هستند. بدن نمی‌تواند این اسیدها را تولید کند و آنها صرفاً از طریق مصرف غذاها تأمین می‌شوند. کمبود اسیدهای چرب ضروری برای بدن منجر به خشک شدن مو و التهاب پوست سر می‌شود.

روغن‌های امگا ۳ و امگا ۶ اسیدهای چرب یا چربی‌های مفیدی هستند که مصرف آنها برای مو مفید هست. اسید چرب امگا ۳ با بهبود خاصیت ارتجاعی مو، تغذیه فولیکول‌های مو به ضخیم‌تر و قوی‌تر شدن موها کمک کرده، گردش جریان خود را در پوست سر بهبود بخشیده و از خشک شدن موها جلوگیری می‌کند. اسید چرب دیگر امگا ۶ هست که با کنترل کم‌آبی در مو و بهبود وضعیت پوست سر از ریزش مو جلوگیری می‌کند.

ویتامین‌ها 

huu

ما به عنوان انسان برای حفظ عملکرد طبیعی بدن خود به ویتامین‌ها نیاز داریم. شما می‌توانید ویتامین‌های مورد نیاز بدن را هم از طریق غذاها و هم از طریق مصرف مکمل‌ها تأمین کنید زیرا بدن شما نمی‌تواند به تنهایی این ویتامین‌ها را تولید کند. ویتامین‌ها در سلامتی مو نیز نقش بسیار مهم دارند.

توجه به این نکته ضروری هست که با این که مصرف ویتامین‌ها برای رشد دوباره موها ضروری هستند اما مصرف زیاد بعضی ویتامین‌ها نیز ممکن هست باعث ریزش مو شوند. همیشه گفته می‌شود که باید از مکمل‌های ویتامین به اندازه توصیه شده در رژیم غذایی روزانه خود استفاده کنید.

ویتامین ث

کلاژن یکی از مهم‌ترین مواد برای مو هست. کلاژن پروتئین مورد نیاز برای تقویت و سلامت موها را تأمین می‌کند. ویتامین ث باعث حفظ میزان کلاژن مورد نیاز برای فولیکول‌های مو می‌شود. بهترین غذا – منبع ویتامین ث مرکباتی مانند پرتقال و گریپ فروت هستند. میزان مصرف توصیه شده برای ویتامین ث، ۹۰ میلی‌گرم در روز هست.

ویتامین آ

اگر موهای شما همیشه خشک هست احتمالاً ویتامین آ مورد نیازان از طریق رژیم غذایی تأمین نمی‌شود. به هر حال، مصرف زیاد ویتامین آ باعث ریزش مو می‌شود. منابع سرشار از ویتامین آ عبارتند از بروکلی، هویج، سیب‌زمینی شیرین، کدو، فلفل و اسفناج. مصرف روزانه ۹۰۰ میلی‌گرم ویتامین آ برای مردان و ۷۰۰ میلی‌گرم برای زنان توصیه شده هست.

ویتامین ای

ویتامین ای باعث می‌شود که سلول‌های فولیکول‌های مو قوی و سالم بمانند. مغزیجات منابع غنی ویتامین ای هستند. توصیه می‌شود که ۱۰ میلی‌گرم ویتامین ای در روز مصرف کنید.

ویتامین‌های ب 

ویتامین‌های ب به تغذیه فولیکول‌های مو کمک می‌کنند. یکی از مهم‌ترین ویتامین‌های ب برای تقویت موها ویتامین ب – ۷ هست که به آن بیوتین گفته می‌شود. بیوتین برای مو بسیار مفید هست و در بعضی موارد از آن به عنوان ویتامین اچ مو یاد می‌شود. توصیه می‌شود که ۳۰ تا ۱۰۰ میلی‌گرم بیوتین در روز مصرف کنید.

یکی دیگر از ویتامین‌های ب که نقش مهمی در جلوگیری از ریزش مو و رشد دوباره موها دارد ویتامین ب – ۹ هست که به آن فولیک اسید گفته می‌شود. فولیک اسید به سلول‌ها کمک می‌کند که فولیکول‌های مو را قوی نگه داشته و رشد آنها ادامه یابد.

شما می‌توانید ویتامین ب – ۹ را از سبزیجاتی مانند کاهو، اسفناج، کلم، کلم بروکلی و خیار دریافت کنید. اگر شما این ویتامین‌ها را از طریق مصرف مکمل‌ها تأمین می‌کنید باید ۴۰۰ میلی‌گرم در روز از این ویتامین را دریافت کنید.

مواد معدنی

tyuty

مواد معدنی برای جلوگیری از ریزش مو، بهبود رشد مو و سالم ماندن موها از اهمیت زیادی برخوردار هست. بعضی مواد معدنی مورد نیاز که باید در رژیم غذایی روزانه وجود داشته باشد عبارتند از:

روی 

روی برای حفظ سلامت و قدرت فولیکول‌های مو از اهمیت زیادی برخوردار هست. افراد مبتلا به کمبود روی غالباً دچار ریزش مو می‌شوند. روی علاوه بر این که باعث سلامت فولیکول‌های مو می‌شود به تنظیم سطح هورمون‌ها و کمک به جذب مواد مغذی نیز کمک می‌کند.

بهترین منبع روی، گوشت قرمز، جگر، زرده تخم‌مرغ، صدف، مغزیجات و میگو هست. توصیه می‌شود که در روز مقدار ۱۱ میلی‌گرم روی مصرف کنید.

مس

مس با انسداد تولید دی هیدروتسترون در پوست سر، کاهش تورم در اطراف فولیکول‌ها، ترمیم پوست آسیب دیده سر و کمک به بهبود جریان خون در فولیکول‌ها مو از ریزش مو جلوگیری می‌کند. انواع صدف‌ها، ماهی، خرچنگ دریایی و بیشتر مغزیجات از منابع عالی تأمین مس هستند. توصیه می‌سود هر روز ۱ میلی‌گرم مس در روز استفاده کنید.

سلنیوم

کمبود این عنصر باعث ضعیف شدن مو و کاهش رشد مو می‌شود. سلنیوم به تقویت سیستم ایمنی بدن کمک کرده و باعث بهبود عملکرد بدن و رشد موهای سالم می‌شود.

این ماده معدنی از غذاهای حاوی پروتئین برای کمک به حفظ سلامت موها تأمین می‌شود. بعضی پزشکان توصیه می‌کنند که از ترکیب روی و سلنیوم برای جلوگیری از ریزش مو استفاده شود.

سلنیوم ضدالتهاب بوده و به جلوگیری از ریزش موی ناشی از التهاب کمک می‌کند. مغزیجات، گوشت قرمز، ماهی و تخم‌مرغ‌ها همه منابعی سرشار از سلنیوم هستند. توصیه می‌شود که ۵۵ میلی‌گرم از این عنصر در روز مصرف شود.

ید 

اگر شما در بدن خود کمبودید داشته باشید احتمال ریزش موهای شما افزایش می‌یابد. ید با تنظیم عملکرد مناسب غده تیروئید به رشد موهای سالم کمک می‌کند.

خاصیت ضو ویروسی و ضد باکتریایی ید باعث می‌شود که قارچ‌هایی که فولیکول‌هایی مو را می‌خورند از بین رفته و از ریزش مو جلوگیری شود. بهترین منابع غذایی ید غذاهای دریایی و سبزیجات با برگ سبز هستند. توصیه می‌شود که ۱۵۰ میلی‌گرمید در روز مصرف کنید.

آهن 

کمبود آهن یک از دلایل ریزش مو هست. آهن به انتقال اکسیژن در بدن از جمله در مو کمک می‌کند. بدون وجود اکسیژن اضافی موهای شما شکننده شده و می‌ریزد. بهترین منبع آهن گوشت قرمز، مرغ، ماهی و سبزیجات هستند. توصیه می‌شود که ۱۰ تا ۱۵ میلی‌گرم آهن در روز مصرف کنید.

سیلیس

بسیاری از افراد (به خصوص زنان) از ریزش مو به دلیل عدم تعادل هورمونی رنج می‌برند سیلیس به حفظ تعادل هورمونی کمک کرده و در نتیجه از نازک شدن و ریزش مو جلوگیری می‌کند. این ماده معدنی در کنار مواد معدنی دیگر در بدن به تغذیه مو کمک می‌کند. به علاوه، سیلیس به تولید سولفات کراتین که یک مؤلفه مهم در ساقه مو هست نیز کمک می‌کند. بهترین منابع سیلیس برنج، جوف غلات، گیلاس، بادام‌ها، سیب‌ها، دانه‌ها و سبزیجات با برگ سبز هستند. توصیه می‌شود که ۱۰ تا ۱۵ میلی‌گرم سیلیس در روز مصرف شود.

 


  • تاریخ : ۱ام بهمن ۱۳۹۶
  • موضوع : پزشکی

انجام حرکتهای منظم ورزشی و تمرین پیلاتس بارداری، به زنان باردار کمک می کند تا خودشان را با تغییرهای ناشی از بارداری و پس از آن سازگار کنند.

یکی از ورزشهایی که در دوران بارداری، بیشتر از دیگر ورزشها توصیه خواهد شد، حرکتهای پیلاتس هست؛ زیرا تأثیر زیادی روی افزایش طول و کشش ماهیچه ها داشته و بسیار مفید هست.

وزن کودک داخل رحم، فشار زیادی بر مفاصل و ماهیچه ها می آورد و جریان خون را با مشکل روبه رو می کند. با افزودن حرکتهای پیلاتس به برنامه روزانه تان، می توانید تمام این عضلات را تقویت کنید تا زایمانی بدون درد و ریکاوری سریع تر را تجربه کنید.

برای انجام این حرکتها تنها یک تشک و یک سطح صاف کافی هست. روزانه به مدت ۱۵ دقیقه این حرکتهای پیلاتس را انجام دهید.

اسکوات از جلو

چگونگی انجام حرکت

ابتدا بایستید، پاها را در کنار هم جفت قرارداده و دست ها را روی ران ها بگذارید؛

با یک پا به حالت لانگز قرار بگیرید؛

با هردو پا به عقب برگردید؛

با جلو گذاشتن پای دیگر، حرکت بالا را تکرارکنید؛

این حرکتها را ۵ بار برای هر پا تکرار کنید.

تکرار حرکت: ۱۰ مرتبه برای هرکدام از پاهای تان انجام دهید.

برای ایجاد تعادل و درگیر کردن عضلات مرکزی، بر روی بغل کردن کودک با استفاده از عضلات شکم، تمرکز کنید.

در هنگام انجام حرکت لانگز، به آرامی پاهای تان را از هم فاصله دهید. ماهیچه کمر را فعال می کند و باعث افزایش قدرت لازم برای زایمان در زنان باردار خواهد شد.

اسکوات به پهلو

چگونگی انجام حرکت

ابتدا بایستید و پاها را در کنار هم جفت کنید؛

حرکت لانگز را برای یک سمت از بدن انجام بدهید (پایی که جلو گذاشته اید را خم نموده و پای دیگر را صاف کنید)؛

هر دو پا را به عقب برده، در نقطه ای که حرکت را شروع کردید، در کنار هم قرار دهید.

همراه با حرکت لانگز، ران ها را به عقب ببرید تا وزن شما بر روی پاشنه پاها قرار گیرد. وقتی پاها را با هم به عقب می برید، عضلات سرین را فعال کنید و به آرامی با عضلات هسته ای تان، نوزاد خود را در آغوش بگیرید.

درست همانند حرکت شماره ۱، با انجام حرکت لانگز از پهلو، ناحیه لگن کمی باز شده و وقتی که با پاهای بسته به عقب برگردیم، این ناحیه درگیر خواهد شد.

این حرکت، زاویه متفاوت دیگری از حرکت لانگز به سمت جلو را درگیر نموده و به فرد قدرت حرکتی بیشتری می دهد.

این حرکت را ۱۰ مرتبه برای هر کدام از پاها تکرار کنید.

تاب خوردن تا نیمه

چگونگی انجام حرکت

در حالت نشسته، زانوها را خم کنید و کف پایتان را صاف روی زمین بگذارید؛ سپس پاهای تان را به اندازه عرض لگن باز کنید؛

پشت ران ها را با دست بگیرید و به آرامی ستون فقرات تان را خم نمایید؛

از قسمت کمر خم شوید تا جایی که بازوهای شما صاف شود؛

تصور کنید که نوزاد خود را با عضلات شکم تان در آغوش گرفته اید.

مطمئن شوید که در تمام مدت ورزش، دنبالچه شما در قسمت زیرین، تاب خورده و شانه های تان به سمت پایین افتاده باشد.

این حرکت یک روش فوق العاده برای تقویت عضلات راسته شکمی، بدون فشار بیش از حد بر روی شکم هست.

این حرکت را ۸ مرتبه تکرار کنید.

بالا آوردن پا به حالت لوزی

چگونگی انجام حرکت

وزن بدن خود را بر روی ساعد دستهای تان قرار دهید؛ زانوها را خم و کف پاها را صاف نگه دارید؛

پاهارا با زاویه ۶۰ درجه بالا ببرید، پاشنه پاها را در کنار هم قرار داده و زانوها را از هم دور کنید؛

یکی از پاهای تان را به زمین نزدیک کنید؛

حرکت را با پای دیگر انجام دهید؛

این حرکت را چهار مرتبه تکرار کنید.

تا جایی که می توانید پایتان را به زمین نزدیک کنید؛ بدون اینکه کمترتان خم شود یا بر روی شکم تان فشار بیاورید.

این حرکت قسمت اصلی هسته بدن، پهلوها و عضلات مایل بیرون شکمی را درگیر و تقویت می کند.

  • تاریخ : ۱ام بهمن ۱۳۹۶
  • موضوع : پزشکی

SFS

روغن آرگان روغنی هست که از هسته‌های درخت Argania spinosa L به دست می‌آید. این درخت به وفور در مراكش یافت می‌شود، و برای قرن‌ها محصول آن مورد استفاده قرار گرفته هست.

از لحاظ تاریخی، آرگان در پخت و پز (به عنوان چاشنی و خمیر) و لوازم آرایشی (به عنوان یک مرطوب کننده) استفاده می‌شده هست. امروزه این استفاده ادامه دارد و مراکش حتی در سال‌های آتی تولید خود را برای پاسحگویی به تقاضاها افزایش می‌دهد.

ترکیبات و اجزاء این روغن شگفت انگیز


روغن آرگان نسبتا ترکیبی پیچیده هست، با ترکیبی از اجزای مفید و مواد مغذی مختلف. بیایید به بعضی از اجزای فراوان‌تر آن بپردازیم.

توکوفرول‌ها 

توکوفرو‌ها یک شکل از ویتامین E هستند و تعدادی از مزایای سلامتی را برای کسانی که از آنها استفاده می‌کنند، ارائه می‌دهند. در درجه نخست، توکوفرول‌ها یک آنتی اکسیدان قوی هستند. با این وجود، همچنین مشخص شده که آنها نقش مهمی در تنظیم ژن دارند. در واقع، توکوفرول‌ها نه تنها می‌توانند از رادیکال‌های آزاد جلوگیری کنند، بلکه از تیروزین کیناز که آنزیمی شناخته شده برای کمک به رشد و ایجاد سلول‌های سرطانی هست نیز جلوگیری می‌کنند.

پلی فنل‌ها

پلی فنل‌ها ریز خوراک‌هایی هستند که در تعدادی از منابع گیاهی به طور فراوان یافت می‌شوند. یک منبع این ماده هسته‌ای از درخت Argania spinosa L، یعنی روغن آرگان هست. آنها در تعدادی از بیماری‌های انسان نقش دارند، از جمله بیماری‌های قلبی عروقی، دیابت، سرطان و حتی آلزایمر. علاوه بر این، آنها می‌توانند با مبارزه مستقیم علیه رادیکال‌های آزاد، به مبارزه با نشانه‌های پیری کمک کنند.

اسیدهای چرب

اسیدهای چرب بخش اعظمی (حدود ۹۹ درصد) از ترکیب روغن آرگان را تشکیل می‌دهند. به این ترتیب، آنها به طور قابل توجهی به خواص سودمند روغن کمک می‌کنند. چهارتا از برجسته‌ترین اسیدهای چرب موجود در روغن آرگان عبارتند از: الیاف (۴۳-۴۹٪)، لینولئیک (۲۹-۳۶٪) پالمتیک (۱۵-۱۱٪) و استریک (۴-۷٪):

این اسیدهای چرب را می‌توان در بسیاری از روغن‌های دیگر از جمله روغن زیتون، روغن بادام و روغن جوجوبا پیدا کرد و تعدادی مزایای اثبات شده علمی برای رشد مو دارند. برای مثال، اسیدهای روغنی اسید لینولئیک، مسدود کننده‌های DHT شناخته شده هستند. این بدان معنی هست که وقتی آنها به صورت موضعی اعمال می‌شوند، می‌توانند به طور طبیعی DHT را از پوست سر شما حذف کنند و مانع تشکیل بیشتر آن می‌شوند. اسیدهای استئاریک و پالمیتیک اسید نیز دارای مزایای ثابت شده هستند؛ نشان داده شده هست که آنها التهاب را کاهش می‌دهند، و این می‌تواند در برگرداندن مینیاتوری شدن پیاز مو مفید باشد.

کاروتن 

کاروتن‌ها که با عنوان بتا کاروتن بیشتر شناخته شده هست، رنگدانه‌هایی هستند که به طور طبیعی در گیاهان تولید می‌شوند، اما نه حیوانات. در گیاهان، آنها در فرآیند فتوسنتز (فرایندی که از طریق آن گیاهان نور خورشید را به انرژی شیمیایی تبدیل می‌کنند) کمک می‌کنند. با این حال، در حیوانات نیز می‌توانند نقش مهمی بازی کنند. ویتامین A مواد مغذی حیاتی هست و چیزی هست که می‌تواند از مصرف کاراتنوییدهای A سنتز شود. این در سلامت بصری نقش دارد، اما مکمل ممکن هست از بروز ریزش مو در افرادی که دچار نقص هستند نیز جلوگیری کند. با این حال، یکی از چیزهایی که باید در نظر داشته باشید، این هست که ویتامین A بیش از حد باعث ایجاد طاسی می‌شود. به این ترتیب، حفظ توازن مهم هست.

اسکوآلن

اسکوآلن، در اصل از روغن کبد کوسه گرفته شده هست، از آنجایی که از نامش پیداست، ترکیباتی هست که به طور طبیعی در گیاهان و اکثر حیوانات (از جمله انسان) یافت می‌شود. در حالی که اسکوآلن دارای مزایای داخلی هست، مانند ترکیب سدیم استرول، همچنین یک مرطوب کننده طبیعی برای پوست هست. پوست انسان چربی‌ها را تولید می‌کند تا رطوبت خود را حفظ کند. یکی از این لیپیدها، در واقع، یکی از آنهایی که به وفور تولید شده، اسکوآلن هست. با این حال، این تولید بعد از ۳۰ سال شروع به کاهش می‌کند. به عنوان یک مرطوب کننده، اسکوالن از پوست (و حتی پوست سر) در برابر فقدان سبوم محافظت می‌کند. این سطح رطوبت و همچنین pH را متعادل نگه می‌دارد.

مزایای این روغن شگفت انگیز برای رشد مو


با بسیاری از اجزاء مفید، شکی نیست که روغن آرگان می‌تواند به رشد مو سالم کمک کند. در اینجا تنها چند نمونه‌ خاص از مزایای آن هست.

این آسیب فولیکولار را کاهش می‌دهد

IIIU

یک مشخصه رایج ریزش مو، بدون توجه به علت زمینه‌ای آن، آسیب به فولیکول مو هست. این معمولا در نتیجه مینیاتوری شدن فولیکول رخ می‌دهد و اگر درمان نشود، می‌تواند منجر به طاسی دائمی شود. رنگ مو یک محصول آرایشی رایج هست، اما همچنین شناخته شده هست که موجب آسیب به پوست سر، تارهای مو و فولیکول‌ها می‌شود. این عمدتا ناشی از حضور آمونیا در بسیاری از رنگ‌های دائمی هست، اما حتی رنگهای غیر آمونیاک نیز می‌توانند پوست سر را خشک کنند و از روغنهای طبیعی محروم کند.

آسیب به فولیکول مو می‌تواند منجر به رشد و ایجاد رشته‌های مو آسیب دیده شود. این آسیب در نهایت می‌تواند فولیکول را مینیاتوری کند و و منجر به رشد کمتر و کمتر مو می‌شود. با گذشت زمان، رشد مو آهسته شده و کاملا متوقف می‌شود. این روغن می‌تواند به سرعت آسیب را درمان کند و از ایجاد آسیب جلوگیری کند. شما می‌توانید مطمئن شوید که فولیکول‌ها در بهترین شکل خود باقی می‌مانند.

این روغن از نشانه‌های پیری (و برگشتن) جلوگیری می‌کند

علل زیادی برای ریزش مو وجود دارد. یک علت آن یک عارضه جانبی طبیعی ناشی از پیری هست که با وجود رادیکال‌های آزاد در داخل پوست سر تندتر شده هست. رادیکال‌های آزاد مولکول‌های ناقص هستند. برای تکمیل شدن خودشان، الکترون‌ها را از مولکول‌های اطراف (از جمله کسانی که از پوست، مو و سایر ساختارها پشتیبای می‌کنند) می‌دزدند. این به تحلیل نهایی این ساختارها منجر می‌شود و علائم پیری، از جمله چین و چروک، موهای خاکستری و کم پشتی مو، آشکار می‌شوند. برای مبارزه با رادیکال‌های آزاد، یک آنتی اکسیدان مورد نیاز هست. اینها مولکولهایی هستند که الکترونهایشان را برای رادیکال‌های آزاد قربانی می‌کنند. به نوبه خود، این مانع از تجزیه مولکول‌های ضروری می‌شود. روغن آرگان دارای اجزای بسیاری هست که به خواص آنتی اکسیدانی روغن کمک می‌کند. به این ترتیب پوست سر و مو را می‌تواند سالم و جوان نگه دارد.

مرطوب و هیدراته می‌کند (h3)

این دو عمل اغلب با هم اشتباه گرفته می‌شوند. با این حال، هر دو مرطوب کننده و هیدراتاسیون برای پوست سر و مو سالم هستند. اول، بگذارید این دو اصطلاح را تعریف کنیم:

  • هیدراتاسیون. یک فرایند مربوط به مقدار آب هست.
  • مرطوب کننده. فرآیند مربوط به مقدار روغن هست.

روغن آرگان، هنگامی که به طور مستقیم به پوست سر اعمال می‌شود، پوست و مو، تارهای مو و فولیکول‌ها را مرطوب و هیدراته می‌کند. پوست سر خشک یک مسئله رایج هست. این عارضه معمولا با خارش، سفتی، پوسته پوسته شدن، قرمزی و تحریک همراه هست. در حالی که پوست سر خشک لزوما منجر به ریزش مو نمی‌شود، می‌تواند منجر به خارش پوست سر شما شود. همانطور که ناخن‌ها پوست شما را می‌خراشند، می‌توانند باعث لایه برداری‌ها شوند که منجر به التهاب و تحریک بیشتر می‌شود. خراشیدن همچنین می‌تواند مو را از فولیکول خارج کند و روند رشد مو را مختل کند.

در حالی که بسیاری از مردم به شامپو ضد شوره روی می‌آورند، این می‌تواند بیشتر پوست سر را خشک کند و عارضه را بدتر کند. پس باید چه کاری انجام داد؟

این زمانی هست که بهتر هست به روغنهای طبیعی روی آورید، یکی از آنها آرگان هست، برای دوباره مرطوب و هیدراته کردن پوست، با استفاده از روغن‌های طبیعی، می‌توانید باعث شوید پوست سرتان چیزی که از دست داده را دوباره به دست آورد. علاوه بر این، می‌توانید اطمینان حاصل کنید که موهایتان از ریشه تا نوک قوی هست و از شکستگی و از دست دادن قبل از موعد جلوگیری می‌‌شود.


  • تاریخ : ۱ام بهمن ۱۳۹۶
  • موضوع : پزشکی

اعتماد به نفس برای فرزندتان سلامتی روان و شادی اجتماعی به ارمغان می‌آورد، عاملی برای خوشبختی کودک و کلید موفقیت در بزرگسالی‌ هست. فرقی نمی‌کند چند ساله باشید، احساسی که نسبت به خودتان دارید بر رفتار شما تأثیر می‌گذارد. اگر احساس خوبی نسبت به خودتان داشته باشید آسان‌تر با دیگران همراه می‌شوید و نسبت به آنها هم احساس خوبی خواهید داشت. توصیه‌های تربیتی که در این مقاله بیان می‌کنیم به شما کمک می‌کند تا بتوانید اعتماد به نفس در کودکان را افزایش دهید.

کودک باید از تصویر خودش در آینه خوشش بیاید، باید از شخصیتش، از کسی که هست خشنود باشد. او باید باور کند که می‌تواند کارهای بزرگ انجام دهد و شایسته‌ی این هست که دوستش بدارند و به او عشق بورزند. پدر و مادر سرچشمه‌ی ارزشی هستند که کودک برای خودش قائل هست.

نداشتن برداشت مثبت از خود منجر به بروز مشکلات رفتاری در ارتباط با دیگران، فعالیت‌های مدرسه، کار، ازدواج و… می‌شود. اما ارزش دادن به خود به روش درست به معنی خودشیفتگی نیست. خود را ارزشمند دانستن به شیوه‌ی درست، یعنی فرزندتان نقاط قوت و ضعفش را می‌شناسد، به خاطر نقاط قوتش احساس خشنودی می‌کند و با ضعف‌ها و مشکلاتش کنار می‌آید و در صورت امکان آنها را برطرف می‌کند.

۱. پدر و مادری دلبسته به فرزند باشید (Attachment Parenting)

نوزادی را تصور کنید که همیشه جایی در آغوش مادر یا پدرش دارد، هر زمان بخواهد از پستان مادرش شیر می‌خورد و پاسخ گریه‌هایش نوازش و مهربانی هست. چنین پدر و مادری به نوزاد عشق می‌ورزند و نوزادشان احساس ارزشمند بودن می‌کند و از حسی که دریافت می‌کند لذت می‌برد.

پاسخگو بودن کلید ارزشمند شمرده شدن هست. کافیست کودک اشاره کند تا پدر و مادر در اختیار او باشند و هنگامی که این اشاره‌ها در طول یک سال اول زندگی بارها و بلکه هزاران بار تکرار می‌شوند نوزاد می‌فهمد «کسی به من گوش می‌کند و پاسخ می‌دهد، پس من ارزشمندم!» البته که شما همیشه نمی‌توانید بی‌درنگ در خدمت نوزاد باشید و با بزرگ‌تر شدن کودک، او باید باد بگیرد همیشه نمی‌تواند به خواسته‌هایش برسد و اینکه باید خود را با شرایط وفق دهد. مهم این هست که به او نشان دهید همیشه پشتیبان او هستید، این برداشت او را از خودش شکل می‌دهد.

ایجاد اعتماد به نفس در کودکان با این روش تربیتی در دوران نوزدایست که اهمیت دارد زیرا نوزاد نیازهای بی‌شماری دارد و این همه نیاز به توجه، گاهی پدر یا مادر را به سطوح می‌آورد و ممکن هست رفتارهای نامناسبی از خود نشان بدهند. مهم هست که پدر و مادر حساسیت خود را نسبت به نیازهای نوزادشان حفظ کنند.

در نتیجه‌ی تربیتِ پاسخگو، نوزادِ دلبسته می‌داند انتظار چه را داشته باشد اما نوزادِ گسسته گیج و سردرگم هست. وقتی اشاره‌ها و نیازهایش بی‌جواب می‌ماند، او پیام «بی‌ارزش بودن» را دریافت می‌کند و نتیجه می‌گیرد «من ارزشی ندارم. اگر اینجا هستم از صدقه سری دیگران هست و هیچ راهی برای رسیدن به این آدم‌ها ندارم!»

این روش تربیتی در دو سال اول زندگی بسیار اهمیت دارد زیرا مغز کودک در این زمان به سرعت رشد می‌کند و الگوهای ارتباطی و مدل‌های ذهنی انجام کارها شکل می‌گیرد. اشاره‌ها و پاسخی که به آنها داده می‌شود، احساسات مثبت یا منفی را ایجاد می‌کنند. ذخیره‌ای از احساسات مثبت منجر به احساس خوبی و خوب بودن می‌شود و این بخشی از شخصیت نوزاد می‌شود. نوزادی که پیوسته از پدر و مادرِ دلبسته احساس خوب دریافت می‌کند، در آینده هم این حس خوب را در خود حفظ می‌کند و با وجود وقفه‌های احتمالی قادر هست دوباره حس خوبش را بازیابی کند. این موضوع به ویژه در کودکانی که با نوعی نقص و ناتوانی به دنیا می‌آیند اهمیت بیشتر و در کیفیت زندگی آنها تاثیر چشمگیری دارد. تربیتِ پاسخگو و داشتن والدین دلبسته باعث می‌شود کودکان بهتر با مشکلات مقابله کنند، نوزادان دلبسته حتی اگر در سال‌های بعد به دلیل مشکلات خانودگی از کودکی خوبی برخوردار نباشند، بهتر می‌توانند این شرایط را پشت سر بگذارنند.؛ و این به دلیل درک حس خوب بودن در دو سال آغازین زندگی هست.

اما اگر این روش را در دوران نوزادی فرزندتان استفاده نکردید، اشکالی ندارد. هیچ وقت برای شروع دیر نیست. شناخت کودک‌تان و از زاویه‌ی دید او به زندگی نگریستن، به شما کمک می‌کند تا اعتماد به نفس او را تقویت کنید. این روش تربیتی مانند سیمانی هست که بلوک‌های اعتماد به نفس در کودکان را روی هم می‌چیند. مهم نیست کی شروع کنید اما هر چه زودتر شروع کنید، سیمان روان‌تر و بلوک‌ها محکم‌تر خواهند بود.

۲. اعتماد به نفس خودتان را تقویت کنید

تربیت فرزند خاصیت درمانی دارد! توجه و ابراز علاقه به فرزندتان اغلب مشکلات خودتان را هم درمان می‌کند. نوزاد با نیازهای بی‌شمارش هم خوبی‌ها و هم بدی‌های شما را نمایان می‌کند. اگر مشکلی درگذشته بر روش تربیتی کنونی شما اثر می‌گذارد، با آن رو‌به‌رو شوید و در صورت نیاز از روان‌شناس کمک بگیرید.

با گذشته‌تان کنار بیایید

اعتماد به نفس در کودکان اکتسابی هست نه ارثی. با به دنیا آمدن فرزندتان شما می‌خواهید بهترین پدر یا مادر دنیا باشید و همه‌ی کارهایی که پدر و مادرتان برای شما نکردند، برای کودتان انجام بدهید. اگر اعتماد به نفس ندارید و مخصوصا اگر فکر می‌کنید این به دلیل روش تربیت پدر و مادرتان هست، برای درمانِ خود اقدام کنید. تمرین زیر که کارشناسان آن را «بهترین‌ها را نگه‌ دار، باقی را رها کن» می‌نامند، به شما کمک می‌کند:

-تهیه‌ی فهرستی از کارهای پدر و مادرتان که باعث تقویت اعتماد به نفس شما شدند

-تهیه‌ی فهرستی از کارهای پدر و مادرتان که باعث تضعیف اعتماد به نفس شما شدند

اکنون سعی کنید کارهای خوب و مفید را حفظ و از باقی اجنتاب کنید. اگر انجام این کار برای‌تان دشوار هست، از یک متخصص کمک بگیرید چون هم برای شما و هم برای کودکتان مفید هست.

پدر و مادرتان را مقصر ندانید

احتمالا آنها تمام سعی‌شان را کرده‌اند. آنها هم به توصیه‌های کارشناسان عمل کرده‌اند و شاید هم در عمل به توصیه‌ها زیادی خوب بوده‌اند. تنها توصیه‌های آن زمان با توصیه‌های امروز متفاوت بوده هست.

برای کودکتان آینه‌ای پاک و شفاف باشید

آدم نمی‌تواند همیشه قیافه‌ای شاد و بشاش به خود بگیرد اما باید بدانیم که ناراحتی، از پدر یا مادر به فرزند منتقل می‌شود. در نخستین سال‌های زندگی، برداشت کودک از خود، وابستگی تنگاتنگی با برداشت مادر از خودش دارد! کودکتان از شما چه بازتابی دریافت می‌کند؟ کودکان متوجه ناراحتی پنهان پشت یک قیافه‌ی شاد می‌شوند. آنها ناراحتی پدر و مادرشان را به خود نسبت می‌دهند. حتی نوزادان هم می‌دانند که وجود آنها باید مایه‌ی شادی والدین باشد و هنگامی که بزرگ‌تر می‌شوند حتی ممکن هست شاد کردن پدر و مادر را وظیفه‌ی خود بدانند! و وقتی شما احساس خوبی ندارید برداشت کودک این هست که او به اندازه‌ی کافی خوب نیست. پس اگر از مشکلات جدی مانند افسردگی یا اضطراب رنج می‌برید حتما پیش از اینکه بر فرزندتان اثر بگذارد، برای درمان اقدام کنید.

۳. بازتاب مثبتی به کودکتان بدهید

برداشت از خود در کودکان به ویژه در دوره‌ی پیش از مدرسه تا حد بسیاری به بازتابی که از پدر و مادرشان می‌گیرند و به عبارتی برداشت پدر و مادر از آنها بستگی دارد. آیا به کودکتان نشان می‌دهید که از بودن با او خوشحالید؟ که نظر و خواسته‌ی او برای‌تان مهم هست؟ که از رفتار او خشنود هستید؟ با دادن بازتاب مثبت به کودک، او احساس خوبی نسبت به خودش خواهد داشت. همچنین او از شما انتظار دارد که رفتارهای ناخوشایندش را به او گوشزد کنید و این همان ادب و انضباط هست. گاهی کافیست مادر جور خاصی به کودکش نگاه کند تا او انجام کاری را که مشغولش بوده متوقف کند. چنین کودکی لبریز از بازتاب مثبت از مادرش هست و زمانی که بازتابی منفی از مادر می‌گیرد به سرعت رفتارش را تغییر می‌دهد تا دوباره آن بازتاب مثبت را دریافت و حس خوبش را بازیابی کند.

واقع‌گرا باشید

بی‌شک آدم نمی‌تواند همیشه لبخند‌ به‌ لب داشته باشد. کودکان خوشحالی تقلبی را درک می‌کنند. پس باید بدانند که ممکن هست شما گاهی اوضاع خوبی نداشته باشید و این ربطی به آنها ندارد. حساسیت شما نسبت به کودکتان، توجه او را نسبت به شما افزایش می‌دهد و یک روز این دختر کوچولو یا شازده پسرتان هست که شما را سر حال می‌آورد و به شما اعتماد به نفس می‌دهد.

شکاف‌ها را وصله‌پینه کنید

شما باید سال‌های نخست را صرف ایجاد اعتماد به نفس در کودکان و سال‌های بعد را صرف محافظت از آن ‌کنید. بسیاری از کودکان ریزنقش و کم‌بنیه در موقعیت‌های دشوار نیاز به حمایت دارند. یک بار در بررسی‌های رایجِ مخصوص کودکان پیش‌دبستانی داشتم وضعیت کودک ۵ساله‌ای را بررسی می‌کردم. او کودک حساسی بود و درحالی‌که من با مادرش گفت‌وگو می‌کردم با ترازوی دفترم بازی می‌کرد، ترازویی که قیمت بالایی داشت و این بپر بپرها برایش اصلا خوب نبود! به نظرم ترازویم بیشتر از کودک در خطر بود پس مستقیما به او تذکر دادم: «عزیزم لطفا با ترازو بازی نکن.» در‌حالی‌که کودک به خاطر جمله‌ی غیرمنتظره‌ی من دلخور شده بود و حتی در مرز در هم شکستن بود، مادرش بی‌درنگ گفت: «چون تو پسر قوی و پُرزوری هستی!!» این مادر می‌دانست چطور احساسات کودکش را کنترل کند.

۴. با کودک بازی کنید

در حین بازی با کودکتان درباره‌ی او و خودتان چیزهای بسیاری می‌فهمید. بازی کردن با کودک این پیام را به او می‌دهد: «تو آنقدر ارزش داری که وقتم را با تو بگذرانم! تو خیلی برای من باارزشی!» کودکان در حین بازی می‌آموزند و احساس مهم بودن و اینکه کاری را به پایان رسانده‌اند در شکل‌گیری رفتار آنها مؤثر هست. پس به جای تماشای بازی فرزندتان، بخشی از آن باشید.

بگذارید کودک آغازگر بازی باشد

فعالیتی که به انتخاب کودک باشد، بیشتر از فعالیتی که یک بزرگسال پیشنهاد می‌کند دوام می‌آورد. خودِ انتخاب کردن یک آموزش هست و حس ارزشمند بودن را تقویت می‌کند: «بابا همون کاری رو دوست داره که من دوست دارم!» البته که شما خیلی زودتر از کودکان از لگو‌بازی خسته می‌شوید؛ خواندن کتاب مورد علاقه‌ی او برای هزارمین بار کار سختی هست. اینها مصائب پدر و مادر بودن هست! شاید بتوانید چیز جدیدی به بازی اضافه کنید، مثلا در میانه‌ی داستان از کودکتان بپرسید «فکر می‌کنی اگر وینی‌پو این همه عسل نمی‌خورد چی می‌شد؟»

کاری کنید فرزندتان بداند مهم هست

در طول بازی به کودکتان توجه کنید. اگر جسمتان با کودک باشد ولی ذهنتان جای دیگری، کودک‌تان متوجه می‌شود، حس می‌کند ارزشی برای‌تان ندارد و نتیجه می‌گیرد مهم نیست.

بازی پدر و مادر هم خوب هست

در آغاز برایم دشوار بود که از بازی با فرزندم لذت ببرم زیرا سرم شلوغ بود و کارهای «مهم‌تری» داشتم. اما به تدریج فهمیدم این زمان ویژه چقدر برای هر دوی ما مفید هست. من نیاز داشتم مدتی از آن کارهای «مهم» فاصله بگیرم و روی این کوچولوی بسیار باارزش تمرکز کنم. بازی کردن حتی برایم درمانگر بود زیرا بدون اینکه متوجه باشم به من یاد داد چگونه به آرامش برسم. بازی کردن مرا با توانایی‌ها و خلق‌وخوی فرزندم آشنا کرد. ما در حین بازی، خود را هم‌سطح کودک‌مان می‌کنیم و می‌توانیم دنیا را از زاویه‌ی دید او ببینیم.

بازی مثل سرمایه‌گذاری برای آینده هست

برای بعضی بزرگسالان رها کردن کارهای روزمره‌ی زندگی سخت هست و شاید فکر کنند بازی با کودک‌شان اتلاف وقت هست. کاری که به نظر شما بی‌اهمیت هست، در نظر کودک‌تان بسیار مهم و باارزش هست. هرچه برای گذران وقت با کودکتان مشتاق‌تر باشید، او وقتی بزرگ‌تر شد علاقه‌ی بیشتری برای بودن در کنار شما خواهد داشت و شما می‌توانید او را در در بازی‌ها یا کارهای خود شریک کنید. بهتر هست این طور به قضیه نگاه کنید: شما دارید مهم‌ترین کار دنیا را انجام می‌دهید؛ بزرگ کردن و پرورش یک انسان.

۵. فرزندتان را با نامش صدا کنید

نام یعنی منظور من «تو» هستی! به کار بردن نام فرزندتان همراه با تماس چشمی و نوازش این پیام را به او می‌دهد: «تو برایم آدم ویژه‌ای هستی!» آغاز ارتباط با به کار بردن نامِ فرد، درهای بسته را باز می‌کند، مرزها را از بین می‌برد و حتی سرزنش‌ها را ملایم‌تر جلوه می‌دهد.

والدین معمولا در موقعیت‌های خاص با روش خاصی فرزندشان را صدا می‌کنند. مثلا در حالت عادی تنها نام او را به کار می‌برند: «آفرین کسری! چه نقاشی قشنگی!» اما اگر کودک کار اشتباهی کرده باشد، شاید جور دیگری او را صدا کنند: «آقا کسری، این چه کاری بود کردی؟!» این‌گونه کودکان با شنیدن نامشان می‌دانند چه وقت‌هایی پدر یا مادر از دست آنها دلخور هست.

کودکان با اعتماد به نفس بیشتر، اطرافیان‌شان را بیشتر با نام یا عنوان آنها صدا می‌زنند زیرا اعتماد به نفس در کودکان باعث می‌شود روابط‌شان با دیگران مستقیم‌تر باشد. وقتی کودک‌تان می‌گوید «سلام بابا!»، تأثیر بیشتری روی شما می‌گذارد تا یک «سلام» خالی. دانش‌آموزی که می‌تواند معلمش را به اسم صدا کند، راحت‌تر با او ارتباط برقرار می‌کند.

۶. استعداد و علاقه‌ی کودک‌تان را پرورش دهید

برای ایجاد اعتماد به نفس در کودکان استعداد و علاقه‌مندی او را بشناسید و دست‌کم یک مورد را تقویت کنید. اگر کودک‌تان عاشق فوتبال هست اما علاقه‌ای به درس ندارد، به او نشان دهید که از فوتبال بازی کردن او لذت می‌برید و هم‌زمان او را تشویق به درس خواندن کنید. با تقویت فوتبال که برداشتی هست که او از خودش دارد، اعتماد به نفس او تقویت می‌شود و به تدریج در درس‌هایش پیشرفت می‌کند. یک استعدادِ ویژه‌ی فرزندتان را بشناسید و آن را تقویت کنید، خواهید دید استعدادهای دیگر او هم شکوفا می‌شوند.

۷. به کودتان برای رسیدن به موفقیت کمک کنید

کمک به کودکتان برای کسب مهارت و تقویت استعدادش بخشی از تربیت کردن هست. اگر استعدادی در کودکتان می‌بینید که خودش متوجه آن نشده، او را آگاه و تشویق کنید. بین اصرار کردن و حمایت کردن تعادل برقرار کنید؛ هر دو برای کودک لازم هست. اگر کودکتان را برای تقویت استعدادش تشویق نکنید یک عامل مهم را برای ایجاد اعتماد به نفس از دست می‌دهید. اگر از کودک‌تان در برابر انتظارات نابه‌جا محافظت نکنید، او نسبت به توانایی‌هایش دچار تردید می‌شود.

بر ارزش نسبی تأکید کنید

ممکن هست فرزندتان در فوتبال خیلی خوب باشد اما به هر حال جز ۱۱ نفر اصلی نباشد. به او نشان بدهید که او را به خاطر خودش دوست دارید نه به خاطر اینکه خوب فوتبال بازی می‌کند یا خوب پیانو می‌زند. این را با تماس چشمی، نوازش و توجه کردن به او فارغ از اینکه نتیجه‌ی بازی یا امتحان چه بوده هست، نشان بدهید. او باید بداند که عشق شما به او، به اینکه از بازی یا امتحانش راضی باشید یا نه، بستگی ندارد. تنها چیزی که او باید در آن بهتر شود این هست که «خودش» باشد.

موفقیت‌ها را یادآوری کنید

کارنامه‌ی درخشان، کاپ‌ها و مدال‌های ورزشی یا تقدیرنامه‌ها را نگه‌ دارید و آنها را به نمایش بگذارید. موفقیت‌ها را ثبت کنید. مهم نیست اگر کودک‌تان ورزش‌کار نیست یا ساز نمی‌زند؛ پایان پیش‌دبستانی یک موفقیت هست، شرکت در اردوهای مدرسه‌ یک فعالیت ارزشمند هست، روزنامه دیواری، کاردستی و… از این موقعیت‌ها عکس بگیرید و آنها را به نمایش بگذارید. در گذر سالیان کودک‌تان پیوسته با مجموعه‌ای از موفقیت‌هایش رو‌به‌رو می‌شود که به او حس ارزشمند بودن می‌دهند.

۸. کاری کنید فرزندتان اول بچه‌ی خانه باشد بعد اهلِ خیابان

بعضی اعتقاد دارند فرزندان باید با همه جور بچه‌ای سروکار داشته باشند و خودشان دست به انتخاب بزنند. این شاید توصیه‌ی خوبی به نظر برسد ولی این طور نیست. این کار مانند این هست که کشتی را بدون رادار و ناخدا به دریا بفرستید و رسیدنش به مقصد را به شانس واگذار کنید؛ فرزندتان باارزش‌تر از آن هست که به شانس واگذارش کنید.

بر دوستان فرزندتان نظارت کنید

ارزش کودک و برداشتش از خود تحت تأثیر اطرافیان اوست؛ کسانی مانند اعضای فامیل، مربی، معلم و دوستان. وظیفه‌ی پدر و مادر هست که کسانی را که باعث تقویت شخصیت کودک می‌شوند حفظ و دیگرانی را که موجب تضعیف آن می‌شوند، غربال کنند.

اجازه دهید فرزندتان دوستانش را خودش انتخاب کند، سپس آنها را زیر نظر بگیرید و بررسی کنید که آیا کودک‌تان احساس خوبی دارد و بچه‌ها با هم کنار می‌آیند؟ گاهی برای فرزندتان بهتر هست با فردی قوی‌تر از خودش باشد تا او را بالا بکشد، اما بعضی قوی‌ترها همیشه همراه‌شان را پایین‌تر ار خود نگه می‌دارند. اگر به بعضی اتفاقات در روابط میان فرزندتان و دوستانش مشکوک هستید، بهتر هست دخالت کنید. همسر من وقتی متوجه بعضی تماس‌های تلفنی غیرعادی فرزندمان شد، به یکی از آنها گوش داد و فهمید پسرمان توسط یکی از هم‌مدرسه‌ای‌هایش تهدید به باج‌خواهی شده هست. پس از دخالت ما، پسر وحشت‌زده‌ی ۷ساله‌ی ما خیالش آسوده شد.

کاری کنید بچه‌ها خانه‌تان را دوست داشته باشند

دوستانِ فرزندتان را به خانه‌تان دعوت کنید. این کار ریخت‌وپاش و زحمت دارد اما باعث می‌شود با دوستان فرزندتان آشنا شوید و بتوانید آنها را از نظر شخصیت، رفتار و سطح اجتماعی ارزیابی کنید.

پایگاه امن خانه را حفظ کنید

در روند طبیعی رشد، کودک تمایل دارد قدم به دنیای ناشناخته‌ها بگذارد. همانطور که نوزاد دلبسته می‌آموزد از آغوش مادرش فاصله بگیرد، کودک دوست دارد چیزهای جدید را تجربه کند. و طبیعی هست که هر از گاهی از جنگل ناشناخته‌ها به محیط امن و آسوده‌ای که می‌شناسد (خانه و خانواده) بازگردد. پس مهم هست که که کودک یک پایگاه اتصال محکم داشته باشد.

خجالتی بودن به این معنی نیست که کودک برداشت مثبتی از خود ندارد بلکه او برای پیشروی مطابق با زمانبندی درونی خودش و کنار آمدن با موقعیت‌ها و روابط جدید به اعتماد به نفس بیشتری نیاز دارد. در چنین موقعیتی معمولا پدر و مادرها با این پرسش مواجه‌اند که چه اندازه وابستگی به محیط امن خانه لازم هست. زمانی معین مثلا یک سال را در نظر بگیرید. اگر فرزندتان هیچ تمایلی برای تجربه‌ی موقعیت‌های نو نداشت، احتمالا مشکلی وجود دارد. اگر کم‌کم و با احتیاط بیرون رفتن را آغاز و موقعیت‌های نو را امتحان کرد، فرزندتان شخصیتی حساس دارد که در برقراری و ایجاد روابط اجتماعی محتاط هست و احتمالا به جای دوستان و روابط سطحی فراوان، دوستان و روابطی اندک اما عمیق و پرمعنی خواهد داشت.

۹. برچسب‌ها را کنار بگذارید

هومنِ ۷ساله در پاسخ به این پرسش من که چرا به مطب من آمده، گفت: «من آسم دارم.» هومن آسم داشت اما مشکلات جسمی او در مقابل مسائل احساسی ناچیز بود. چند پُف از اسپری آسم کافیست تا راحت نفس بکشد، اما برچسبِ «آسمی» از روی او پاک نشده‌هست. در مورد کودکان مبتلا به بیماری‌های مزمن علاوه بر خود بیماری، واکنش خانواده‌ی کودک به بیماری هم مسئله هست. هر کودکی به دنبال هویتی برای خود هست و وقتی آن را پیدا کرد برایش مثل یک برند خواهد بود. برچسب «آسمی» برند هومن شده بود. همه‌ی زندگی او حول این بیماری می‌چرخید و اعضای خانواده به جای توجه به خود هومن روی بیماری او تمرکز کرده بودند، خواهر و برادر او از اینکه به خاطر او نمی‌توانستند خیلی کارها را انجام بدهند دلخور بودند. بیماری هومن به بیماری کل خانواده تبدیل شده بود. گرفتن این برچسب از هومن، اعتماد به نفس را از او می‌گرفت! زیرا این برچسب به بخشی از هویت او تبدیل شده بود. پس قرار شد من آسم او را درمان کنم، خانواده از وجود او لذت ببرد و همه با هم روی جایگزین کردن برچسبی سالم‌تر به جای «آسمی» کار کنیم.

۱۰. اثرات مدرسه و هم‌مدرسه‌ای‌ها را در نظر بگیرید

مدرسه در سلامتی احساسی کودک نقش مهمی دارد. اگر تصویر کودک از خودش قدرتمند باشد، آسان‌تر با محیط و بچه‌هایی با ویژگی‌های متفاوت کنار می‌آید و این گوناگونی احتمالا مشکلی برایش ایجاد نمی‌کند. اما اگر اعتماد به نفس کودک متزلزل باشد، ممکن هست بعضی رفتارها مانند خشونت و قلدری را طبیعی بداند و به آنها گرایش پیدا کند یا اینکه قربانی این رفتارها شود.

در ۶سالگی و با ورود به مدرسه، افراد جدید وارد زندگی کودک می‌شوند و بر او تأثیر می‌گذارند. پدر و مادرها باید نسبت به کسانی که الگوی فرزندشان می‌شوند حساس باشند. بعضی والدین گمان می‌کنند برای فرزندشان ارتباط با افراد بسیار که دارای ارزش‌های گوناگونی هستند، بهتر هست. در سوی دیگر بعضی پدر و مادر می‌خواهند فرزندشان را از هرگونه تأثیر بیرونی و ارزش‌های متفاوت از باور خودشان محافظت کنند و فرزندشان را در یک حباب بزرگ می‌کنند.

روش درست، جایی در میانه‌ی این طیف قرار دارد. رها کردن فرزندتان در دنیای بی‌حصار بیرون، پیش از اینکه ارزش‌ها و باورهای خودش شکل گرفته باشد، او را سردرگم می‌کند و شکل‌گیری یک نظام ارزشی قدرتمند را که وظیفه‌ی تعیین درست و غلط را به عهده دارد، دچار ا‌ختلال می‌کند. در مقابل محدود کردن بیش از اندازه‌ی کودک او را به شخصی آسیب‌پذیر تبدیل می‌کند که قدرت تعقل ندارد و هر کسی را با باورهای متفاوت از خودش محکوم می‌کند. در میانه‌ی این دو روش، پدر و مادری قرار دارند که با ایجاد یک نظام ارزشی محکم در فرزندشان و با راهنمایی اجازه‌ی رویارویی با نظام‌های ارزشی دیگر را به فرزند می‌دهند. به دلیل وجود یک نظام ارزشی محکم، فرزند بهتر می‌تواند نمونه‌های متفاوت را ارزیابی کند و تصمیم بگیرد ارزش‌ها و باور‌های فعلی‌اش را تغییر (بهبود) دهد یا آنها را حفظ کند. این ارزش‌ها ممکن هست از دوستان، معلم‌ها و یا والدین دریافت شده‌ باشند، مهم این هست که کودک یک نظام ارزشی استوار و قابلِ‌اتکا دارد که می‌تواند بر مبنای آن فکر کند و تصمیم بگیرد. پدر و مادرها نباید دلشان را به عبارت «خفته» که در مورد بیشتر ویژگی‌های بچه‌های در سنین مدرسه به کار می‌رود، خوش کنند. این سنی هست که نظام ارزشی و وجدان فرزند شما شکل می‌گیرد.

۱۱. به فرزندتان مسئولیت بدهید

بچه‌ها باید مسئولیت‌پذیر باشند. یکی از مهم‌ترین راه‌های تقویت اعتماد به نفس در کودکان و ذاتی کردن ارزش‌ها، کمک به نگه‌داری از فضای زندگی هست. پس بعضی کارهای خانه را به فرزندتان بسپارید. با این کار او احساس باارزش بودن می‌کند و نیز علاقه‌ی بیشتری به کارهای خوشایندتر و کسب مهارت نشان می‌دهد.

زود شروع کنید

بین ۲ تا ۴سالگی، کودک مفهوم مسئولیت در قبال خود، خانواده و لوازم شخصی را می‌فهمد. پس از درک مسئولیت در قبال این موارد، در یک روند طبیعی مفهوم مسئولیت در قبال اجتماع در کودک شکل می‌گیرد. پس، از سنین پایین به کودک‌تان مسئولیت بدهید؛ می‌توانید با کارهایی شروع کنید که او به آنها علاقه نشان می‌دهد. فرزند ۲ساله‌ی من عاشق تا کردن دستمال سفره‌ هست به همین خاطر ما هر شب پس از شام مرتب کردن دستمال‌ها را به او می‌سپاریم.

کودک ۳ساله می‌تواند یاد بگیرد که میز غذاخوری را با دستمال یا اسفنج پاک کند. بچه‌های ۳-۴ساله علاقه‌ی خاصی به جدا کردن لباس‌های رنگی و غیررنگی دارند. بچه‌ی ۵ساله می‌تواند بشقاب‌ها را جمع کند و در سینک یا ماشین ظرف‌شویی بگذارد (البته بهتر هست از ظروف شکستنی استفاده نکنید). در ۷سالگی، کودک مواد غذایی لازم برای تهیه‌ی بعضی غذاها را می‌شناسد و می‌تواند در خرید آنها و تهیه‌ی آن غذا کمک کند. کودکان غذای دست‌رنج خودشان را با میل و لذت بیشتری می‌خورند. پس از اینکه به آنها آموزش دادید و آنها به خوبی آموختند، از اینکه در آشپزخانه تنهایشان بگذارید، نترسید! راحت‌شان بگذارید و به گپ‌وگفت با دوست‌تان ادامه دهید!

مأموریت‌های ویژه به کودک بدهید!

«یه مأموریت ویژه برات دارم!» این جمله کافیست تا کودک‌تان علاقه‌ی بیشتری به انجام کاری پیدا کند. ظاهرا کلمه‌ی‌ «ویژه» جادو می‌کند. شاید کودک فکر می‌کند «یه کار ویژه به من دادند، حتما من آدم خاصی هستم!»

یک جدول کاری تهیه‌ کنید

کارهای مختلف و افراد مسئول هر یک از آنها را در جدولی بنویسید. اگر فرزندان‌تان مایلند، امکان جابه‌جایی وظایف را به آنها بدهید. می‌توانید وظایف را به چند دسته تقسیم کنید: وظایفی که با دستمزد همراهند، وظایفی که برای انجام آنها پاداش ویژه‌ای داده می‌شود و وظایفی که انجام آنها ضروری هست. خوب هست برای کارهای ناخوشایند پاداش در نظر بگیرید. بهتر هست دستمزد یا پاداش بلافاصله پس از پایان کار پرداخت شود. با این روش، در آینده و طی ۵ تا ۱۰سالگی کودک می‌آموزد که هرچه مزایای انجام کاری بیشتر باشد، مسئولیت بیشتری به همراه دارد.

گل و گیاه داشته باشید

باغچه و گل و گیاه امکان خوبی برای آموزش مسئولیت‌پذیری فراهم می‌کند. فرزندتان می‌داند اگر به گیاهان آب بدهد آنها به خوبی رشد می‌کنند، اگر علف‌های هرز را بچیند گل‌های زیباتری می‌رویند.

فرزتدان‌تان را در انجام کارهایی مانند شستن ماشین، جارو زدن، رسیدگی به گیاهان، گردگیری و… با خود همراه کنید. در ۷ یا ۸سالگی آنها می‌توانند لباس‌ها را در لباس‌شویی بگذارند و در ۱۰ سالگی به تنهایی آن را راه بیندازند. وقتی کودکان کارهای خانه را انجام می‌دهند، شما می‌توانید زمانی را به خودتان اختصاص دهید. همچنین کودک احساس می‌کند وجودش در خانه معنادار هست و احساس مفید بودن می‌کند.

۱۲. کودکان را تشویق کنید احساس‌شان را توصیف کنند

برای داشتن فرزندی با اعتماد به نفس، به او بیاموزید احساساتش را به راحتی بیان کند. این به معنای انفجار در هر گره‌ی احساسی نیست بلکه به معنای ایجاد تعادل بین توصیف احساس و کنترل آن هست. او باید بتواند در صورت نیاز سرپوشی روی احساساتش بگذارد اما نه آنقدر محکم که نتواند آن را بردارد. این سرپوش باید در موقعیت مناسب مثلا هنگام دویدن (گاهی دویدنِ دیوانه‌وار فشار زیادی را از روی شما بر می‌دارد)، یا در صحبت با یک دوست صمیمی برداشته شود. کودکان نوپا بدون دغدغه احساساتشان را بروز می‌دهند اما با گذر زمان یاد می‌گیرند چگونه آرامش خود را در موقعیت‌های دشوار حفظ کنند. برون‌ریزی و کنترل زیاد هر دو منجر به مشکلات در بزرگسالی می‌شوند. کودکی که هیج کنترلی روی احساساتش ندارد، به یک بچه‌ی لوس تبدیل می‌شود. در مقابل تأکید بر کنترل بیش از حد احساسات این پیام را به فرزندتان می‌دهد که احساسات او شما را نگران می‌کند یا اینکه اهمیتی برای شما ندارد. در نتیجه کودک گمان می‌کند بیان احساسات و یا حتی داشتن احساس چیز بدی هست. استدلال کودک این هست که اگر احساسات او بی‌اهمیت هستند پس خودش هم بی‌اهمیت و بی‌ارزش هست.

بدتر از بی‌تفاوتی به احساس فرزندتان، پاسخ غلط به آن هست: «دیگه نمی‌خوام چیزی در مورد عروسکت بشنوم!» ترس از واکنش پدر و مادر، کودک را رنج می‌دهد. در مقابل کودکی که می‌داند می‌تواند آزادانه از احساساتش بگوید، این پیام را از پدر و مادر می‌گیرد: «احساسات تو برای من مهم هست، هر وقت خواستی من در کنارت هستم. تو برای من مهم هستی!» در نتیجه‌ی توصیف احساسات و آگاهی والدین از آنها، امکان صحبت درباره‌ی آن موقعیت و یافتن راه حل فراهم می‌شود.

بعضی پدر و مادرها درباره‌ی این موضوع اشتباه فکر می‌کنند، به گمان آنها اعتماد به نفس هم باید مانند غذا و لباس گرم به طور منظم به کودک داده شود. «سامان تو بد نمی‌خونی؛ تنها از نظر آوایی یه کم مشکل داری.» «اعتماد به نفس سارا جریحه‌دار شده، برادرش دیشب موقع بازی اون رو زده!» اعتماد به نفس چیزی نیست که هر روز اندازه بگیرید، امروز کم باشد و فردا به اندازه‌ی قبل برگشته باشد.

نوزادی که نیازهایش برآورده می‌شود، دارای اعتماد به نفس هست. مانند یک باغبان که درختی را پرورش می‌دهد، برای ایجاد و تقویت اعتماد به نفس در کودکان باید به فرزندتان خوراک مناسب بدهید، محیط را طوری آماده کنید که او قوی بار بیاید و سراغ بازی با شاخه‌های نازک و شکننده نرود! با تعریف کردن از کودک‌تان و فلان فعالیت یا فلان بازی خاص و تکرار آنها اعتماد به نفس ایجاد نمی‌شود. البته که به مدرک روانشناسی هم نیازی ندارید؛ تا می‌توانید فرزندتان را در آغوش بگیرید، به نیازهایش با حساسیت توجه کنید و از وجود او لذت ببرید. همین‌ها برای اینکه تماشاگر شکفتن و پروش اعتماد به نفس در یک انسان باشید، کافیست.

  • تاریخ : ۱ام بهمن ۱۳۹۶
  • موضوع : پزشکی

جوانسازی پلک با پلاسما نسل جدیدی از درمان‌های کشیدن پوست و تولید کلاژن هست. دستگاه لیفت پلک پلاسماجت نخستین الکتروکوتر جریان مستقیم به ثبت رسیده در جهان و تولید جمهوری چک هست. در لیفت با پلاسما جت از تکنولوژی نوینی استفاده می‌شود که مبتنی بر تخلیه الکتریکی هست. تخلیه پلاسما از طریق برقراری ولتاژ بالا و در عین حال ایمن، بین سر دستگاه و ناحیه درمان تولید می‌شود. تخلیه پلاسما به دلیل عرض بسیار کم، برای درمان ناحیه دور چشم (بلفاروپلاستی) مناسب هست. پلاسما حالت چهارم ماده پس از جامد، مایع و گاز هست. پلاسما می‌تواند باعث تولید و انقباض قابل ملاحظه کلاژن در پوست ناحیه‌هایی شود که پزشکان در گذشته قادر نبودند، آنها را به نحو موثر به روش غیرجراحی درمان کنند. به خاطر داشته باشید که لیفت پلک با پلاسما جت تنها و تنها باید توسط پزشکان مجرب انجام شود.

پلاسما جت چیست؟


لیفت با پلاسماجت نسل نوینی از درمان‌های جوانسازی و کشیدن پوست و تحریک تولید کلاژن هست. پلاسما جت برای جوانسازی پوست تمام نقاط بدن کاربرد دارد، اما هیجان‌انگیزترین کاربرد آن مربوط به جوانسازی دور چشم و رفع افتادگی پلک بالا می‌شود. از خصوصیات پلاسما جت می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  •  پلاسماجت باعث تولید مقدار قابل ملاحظه‌ای کلاژن می‌شود که کشیده و سفت شدن پوست را در پی دارد. با استفاده از پلاسما جت می‌توان افتادگی پلک را برطرف کرد، تاثیری که در گذشته جز به روش جراحی به دست نمی‌آمد.
  •  این تاثیر با جرقه‌ای به دست می‌آید که حرارت تولید می‌کند. این حرارت پوست را گرم می‌کند و اثر مطلوب به دست می‌آید.
  •  لیفت با پلاسماجت درمانی زیبایی هست که تنها باید توسط پزشک مجرب انجام شود.


برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد لیفت پلک با پلاسماجت می توانید با شماره‌های ۰۲۱۴۴۲۵۵۵۵۷ و ۰۲۱۴۴۲۰۱۶۹۴ تماس حاصل فرمائید.


اگر از افتادگی پلک‌های خود ناراحت هستید، اما تمایلی به انجام جراحی ندارید، روش‌های نوینی در حال حاضر وجود دارد. پلاسماجت دستگاهی کم‌توان هست که برای درمان پوست‌های مختلف به کار برده می‌شود و به ویژه برای لیفت و رفع افتادگی پلک بالا بسیار موثر هست. از مزایای دیگر دستگاه پلاسماجت می‌توان به رفع جای زخم و ترک‌های پوستی اشاره کرد. جوانسازی و کشیده شدن پوست بلافاصله پس از اتمام درمان قابل مشاهده هست.

مزایای پلاسما جت


بهبود بافت و کشیدن پوست مزیت شاخص پلاسما جت هست. برای رسیدن به نتیجه مطلوب باید یک یا دو جلسه درمان انجام شود. اکثر بیماران پس از تنها یک جلسه متوجه بهبود محسوسی می‌شوند و نتیجه درمان آنی هست. صورت پس از درمان جوان‌تر و شاداب‌تر می‌شود و پوست به مرور زمان با تولید کلاژن بیشتر و افزایش خاصیت کشسانی به درمان واکنش نشان می‌دهد.

ناحیه‌های قابل درمان با پلاسما جت


با پلاسما جت می‌توان پوست هر ناحیه‌ای از بدن را درمان کرد، برای مثال زگیل‌ یا جای زخم را از بین برد. اما مهم‌ترین کاربرد پلاسماجت انجام بلفاروپلاستی یا جوانسازی پلک، به ویژه رفع افتادگی پلک هست. دستگاه پلاسما جت دارای ۸ شدت مختلف هست که پزشک شدت مناسب را با توجه به موضع درمان و نتیجه مطلوب انتخاب می‌کند.
مهم‌ترین کاربردهای دستگاه پلاسماجت عبارت هست از:

  •  بلفاروپلاستی
  •  از بین بردن چروک‌های عمیق و سطحی
  •  از بین بردن زگیل، ضایعات رنگدانه‌ای، فیبروم، کوپروز و همانژیوم
  •  رفع جای زخم و جوش
  •  لیفت بدن و صورت
  •  رفع ترک‌های پوستی (Striae)

همچنین از دستگاه لیفت پلاسما جت برای درمان مشکلات زیر نیز استفاده می‌شود:

  •  افتادگی پلک بالا
  •  سیاهی و پف زیر چشم
  •  خطوط ظریف و چروک‌های عمیق دور چشم

درمان با پلاسما جت چگونه انجام می‌شود؟


این درمان تحت بی‌حسی موضعی انجام می‌شود و بیمار حرارت مختصری را به دلیل جرقه تولید پلاسما حس می‌کند. این جرقه واکنشی را در پوست برمی‌انگیزد که به تولید کلاژن و به تبع آن جوانسازی موضع درمان منجر می‌شود.

در چه شرایطی نباید از دستگاه پلاسما جت استفاده کرد؟


  •  ابتلا به صرع
  •  بارداری
  •  وجود مفصل‌های فلزی مصنوعی در بدن
  •  باطری قلب (پیس میکر)
  •  التهاب مداوم
  •  ضایعات و زخم‌های پوستی
  •  ابتلا به سرطان ابتلا به واریس
  •  ناراحتی‌های استخوانی

چه مراقبت‌هایی بعد از جراحی لیفت با پلاسما جت نیاز هست؟


موضع درمان را تمیز نگه دارید و توصیه‌های پزشک را به مدت ۱۰ ـ ۷ روز به دقت رعایت کنید تا فرایند التیام تسریع شود و نتیجه مطلوب به دست آید. تا زمانی که قرمزی پس از درمان از بین نرفته هست، دور چشم ضدآفتاب مناسب بزنید. پزشک معالج توصیه‌های لازم را در این خصوص ارائه می‌دهد. اکثر بیماران می‌توانند فعالیت‌های معمول خود را بلافاصله پس از درمان دنبال کنند. ناراحتی مختصری تا ۷ روز پس از درمان حس می‌شود و لکه‌های قهوه‌ای رنگی شبیه به رویه زخم وجود دارد که حدوداً ۵ روز بعد و در اثر تشکیل شدن پوست جدید می‌ریزد. ورم مختصر نیز از عوارض پلکسر هست. حدوداً یک تا دو هفته پس از درمان باید برای بررسی نتیجه به پزشک مراجعه کنید.

عوارض احتمالی پلاسما جت


عوارض پلاسما جت موقتی هست و شامل ورم و قرمزی موضع می‌شود که ظرف دو تا سه روز برطرف می‌شود. همچنین زخم رویه می‌بندد که به هیچ وجه نباید آن را دستکاری کنید و اجازه دهید تا خودش ظرف یک هفته بیفتد. البته گاهی اوقات، به ویژه اگر درمان بر روی پلک یا در ناحیه نزدیک به چشم انجام شده باشد، برطرف شدن ورم و قرمزی و دوران بهبود پوست بیشتر طول می‌کشد. بهبود کامل بعضی بیماران ۱۰ ـ ۷ روز زمان می‌برد. آرایش کردن تا ۲۴ ساعت پس از درمان ممنوع هست، اما پس از این مدت می‌توانید عوارض عمل را با آرایش بپوشانید. نتیجه پلکسر آنی هست و بهبودی کامل ظرف دو تا چهار هفته به دست می‌آید.

هزینه و قیمت لیفت پلک با پلاسما جت


هزینه بلفاروپلاستی غیرجراحی به شرح زیر هست:

  •  ۱/۵۰۰/۰۰۰ تومان برای دو جلسه درمان
  •  ۱/۰۰۰/۰۰۰ تومان برای جلسه اول
  •  ۵۰۰/۰۰۰ تومان برای جلسه دوم

سوالات متداول


 


نتایج پس از یک جلسه درمان قابل مشاهده هست، با این حال برای دستیابی به نتیجه ماندگارتر باید یک تا سه جلسه درمان، با توجه به نیازهای خاص بیمار انجام شود.


اگر می‌خواهید تنها پلک بالا یا تنها پلک پایین را درمان کنید، یک جلسه کافی هست. البته تعداد جلسات درمان به عامل‌های مختلف بستگی دارد. اگر به دو یا سه جلسه درمان نیاز داشته باشید، پزشک در این باره با شما صحبت خواهد کرد. اگر هر دو پلک بالا و پایین به درمان نیاز داشته باشد، احتمالاً باید دو یا سه جلسه درمان انجام شود. درهر حال پزشک معالج تعداد جلسات لازم را تعیین می‌کند.


• ناحیه درمان حدوداً دو تا پنج روز پس از پلاسماجت متورم هست و بیمار به دلیل متورم بودن صورت علاقه‌ای به حضور در اجتماع ندارد.
• ناراحتی پس از درمان بسیار جزئی هست.
• پوست ظرف دو تا شش هفته کشیده و منقبض می‌شود و پوست در هفته‌های آینده جوان‌تر و کشیده‌تر می‌شود.


ماندگاری نتایج بیش از دو سال هست و پس از این مدت می‌توان درمان را تکرار کرد.


قبل از شروع درمان کرم بی‌حسی موضعی روی ناحیه درمان استعمال می‌شود تا حین عمل دردی حس نکنید. در دوران نقاهت با ناراحتی مختصری روبرو می‌شوید که با مصرف مسکن‌های بدون نسخه به راحتی برطرف می‌شود.

عکس‌های قبل و بعد از درمان با پلاسما جت


پست مرتبط:


تیکسل درمان چروک خطوط دورچشم دور دهان لب گردن و پیشانی


پرسش و پاسخ مهم تاثیر هایفوتراپی در جوانسازی و لیفت صورت


جوانسازی صورت با ار اف فرکشنال سوزنی


co2 درمان اسکار و فرورفتگی جای جوش با لیزر فراکشنال


تزریق بوتاکس؛کاربردها،اثرات زیبایی و درمانی


لیزر موهای زائد: راهنمای جامع

۴۰۰total visits,304visits today



  • تاریخ : ۱ام بهمن ۱۳۹۶
  • موضوع : پزشکی

 سوال مخاطب نی‌نی‌بان: سلام میخوام دختردار بشم لطفا راهنماییم کنید چه نوع تغذیه‌ای داشته باشم؟

پاسخ دکتر الهام هاشمیان نائینی، جراح و متخصص زنان و زایمان:

برای اینکه جنین دختر بشود معمولا به زن و شوهر ها توصیه می کنیم که ۱۷ روز
قبل از شروع پریود بعدی مقاربت داشته باشند. البته این در صورتی هست که
سیکل قاعدگی خانم ها منظم و ۲۸ روزه باشد. تعیین روز دقیق تخمک گذاری کار
خیلی سختی هست، اما به طور تقریبی به این شکل می توان محاسبه کرد که البته
۱۰۰ درصد نیست و ممکن هست درصد کمی خطا داشته باشد. برای دختر شدن جنین ۳-۲
ماه قبل از بارداری از لبنیات زیاد استفاده کنید. قبل از مقاربت، یعنی
حدود ۸ ساعت قبل محیط واژن را اسیدی کنید. این کار را می توانید با سرنگ
بدون سوزن و سرکه انجام بدهید.فرق نمی کند که سرکه سفید یا رنگی باشد. سرکه
را با سرنگ به داخل واژن خود تزریق کنید ۵-۴ بار این کار را انجام دهید و
ترشی جات بیشتری بخورید تا احتمال دختردار شدنتان افزایش پیدا کند. 
  • تاریخ : ۱ام بهمن ۱۳۹۶
  • موضوع : پزشکی

 سوال مخاطب نی‌نی‌بان: سلام من ۶ماه قصد بارداری داشتم، که نشد یک ماه لکه بینی داشتم که رفتم دکتر گفتن کم کاری تیروئید دارم و الان دارو استفاده میکنم، با سونوگرافی و نامنظمی پریود دکتر گفت تخمدان پلی کیستیک دارم این ماه برای بارداری از روز ۳ تا ۵ روز شبی دو تا قرص اوومید ۵۰ تجویز کردن، الان دو روزه که مصرف قرص تموم شده اما هنوز پریود من قطع نشده، یعنی ۱۰روزه پریودم به صورت کم خونریزی دارم، نمیدونم چرا و چکار باید بکنم؟ دلیلش چیه؟

پاسخ دکتر فریبا الماسی، متخصص زنان، استاد دانشگاه و فلوشیپ جراحی لاپاراسکوپی:

دوست عزیز بهتر هست بتا و سونوی واژینال بدهید و با جواب به متخصص زنان
مراجعه کنید. با انجام معاینه متخصص زنان می تواند در مورد ادامه درمان
اظهار نظر کند.
  • تاریخ : ۳۰ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : پزشکی

سوال مخاطب نی‌نی‌بان: سلام ۲۱سالمه  ۴ساله و دوماهه ازدواج کردم ۵ماهه اقدام به بارداری کردم تنبلی تخمدان دارم سه دوره داروی کمک باروری استفاده کردم الان متفورمین مصرف میکنم این ماه نه روز از پریودیم میگذره بی بی زدم منفی بود دل درد و کمردرد گاهی آیا احتمالش هست باردار باشم؟

پاسخ دکتر مرجان قاجار، جراح و متخصص زنان، زایمان و نازایی:

ما معمولا به خانم هایی که سیکل قاعدگی منظمی دارند و به موقع دچار عادت
ماهانه می شوند توصیه می کنیم اگر می خواهند بدانند که باردار هستند یا نه
بعد از اینکه زمان مقرر پریودشان گذشت و خونریزی اتفاق نیفتاد آزمایش
بدهند. حالا این آزمایش می تواند آزمایش خون یا بارداری باشد. کلا ما
انتظار داریم که بعد از به تاخیر افتادن پریود، تست بتا عدد حدود ۱۰۰ را
نشان بدهد و در این زمان معمولا با بی بی چک هم که چک کنند جواب مثبت هست.
اما در مورد خانم هایی که قاعدگی های منظمی ندارند ممکن هست بعد از تاخیر
در پریود آزمایش بدهند و نتیجه منفی باشد اما چند روز بعد که مجددا تست می
دهند پاسخ مثبت هست.  
  • تاریخ : ۳۰ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : پزشکی

به دنبال هدف بودن، یک برنامه تمرینی را از یک برنامه ورزشی جدا می‌کند. اگر می‌خواهید که تمرینات را برای همیشه ادامه دهید و نتایج بهتری از تلاش های خود بدست آورید، لازمست آستین‌ها را بالا بزنید. برای داشتن یک بدن ورزشکاری و عضلانی که همیشه در آرزویش بوده‌اید، لازمست این اهداف و معیارها را دنبال کنید. به نحوه ارزیابی و نقاط قابل پیشرفت خود نگاهی بیاندازید.

توجه : اگر سن شما بیش از ۴۵ سال هست، و یا کمتر از دو سال تمرینات مداوم داشته‌اید، سعی کنید ۸۰ درصد اهداف فهرست شده را کسب کنید.

۱ ) تمرین پلانک به مدت ۲ دقیقه

حرکت قدرتی - زندگی 29 بهمن

داشتن کمر قوی، نه تنها از لحاظ زیبایی‌ خوشایند هست، بلکه برای بلند کردن وزنه‌های سنگین، عملکرد بهتر، و دور ماندن از آسیب‌های ورزشی ضروری هست. ارغوان امینی، مربی و متخصص حرکات ورزشی  می گوید: « تمرین پلانک استاندارد را یکبار در هفته و تا حداکثر زمان ممکن انجام دهید. اما، شکل‌های دیگر حرکت مانند پلانک روی توپ تعادل را باید به مدت کوتاهتر انجام داد تا قدرت بدنی سریعتر افزایش پیدا کرده و عملکرد شما در حرکات بهبود پیدا کند».

نحوه انجام حرکت  قدرتی پلانک : در حالت شنا قرار بگیرید، اما به جای اعمال وزن بدن روی دستها، وزن را روی آرنج قرار دهید. بدن باید کاملاً صاف باشد. کمر نباید قوس داده شود. پیچ دادن عضلات شکم و باسن تعادل بیشتری را هنگام اجرای این حرکت قدرتی ایجاد می‌کند.

۲ ) پرس سینه هالتر با ۱۵۰ درصد وزن بدن

حرکت قدرتی - زندگی 29 بهمن

یکی از اهداف خوب، حرکت قدرتی پرس هالتر روی نیمکت، ۱/۵ برابر وزن بدن در یک تکرار، و یا ۸۵ درصد این عدد در ۵ تکرار هست. امینی،  می‌گوید : « بیشتر با تکرارهای کمتر ( یک تا شش) تمرین کنید. اما در انجام تمرینات با تکرار زیاد نیز فوایدی وجود دارد؛ به ویژه اگر مدت زیادی تمرین نکرده‌اید».

نحوه انجام تمرین : به پشت دراز بکشید. هالتر را به اندازه عرض شانه، و یا کمی بازتر تنظیم کنید. هالتر را روی وسط سینه پایین بیاورید و سپس، دوباره آن را تا حد ممکن بالا ببرید.

۳ ) حرکت قدرتی پرس هالتر ایستاده

حرکت قدرتی - زندگی 29 بهمن

پرس هالتر ایستاده یکی از شاخص‌های قوی ماکزیمم قدرت پرس شماست. این حرکت بر شانه، عضلات سه سر و مرکزی تمرکز دارد. یکی از اهداف، پرس به اندازه وزن بدن در یک تکرار، یا ۸۵ درصد وزن بدن در پنج تکرار هست. ارغوان، می‌گوید : « اولین هدف تکرار کردن این حرکت در تمرینات هست. سپس، عضلات تثبیت کننده کوچکتر (گرداننده‌های خارجی شانه، گرداننده مچ، عضلات سه سر) را وارد تمرین کنید. این تمرین به قوی‌تر شدن بدن و پیشگیری از آسیب کمک می‌کند.

نحوه انجام حرکت : هالتر را به اندازه عرض شانه تنظیم کنید و با قرار دادن هالتر روی قسمت بالایی سینه حرکت را شروع کنید. بدن را سفت کرده، و بدون استفاده از پایین تنه، هالتر را روی سر ببرید و به آرامی پایین بیاورید.

۴ ) اجرای ۵۰ بار شنا

حرکت قدرتی - زندگی 29 بهمن

شنا یک حرکت قدیمی و یکی از شاخص‌های عالی نشان دادن قدرت تحمل بالا تنه، به ویژه سینه، شانه‌ها و عضلات سه سر و میان تنه هست. یکی از اهداف در حرکت قدرتی شنا، تکرار کامل این حرکت بیشتر از ۲۰ بار هست. برای رسیدن به این هدف، توصیه می‌شود، حجم تمرینات خود را بالا ببرید تا سینه بتواند با این حرکت سازگار شود. حرکت شنا را مرتبا انجام دهید، و ماکزیمم تکرارهای خود را هر هفته تست کنید.

نحوه انجام حرکت : یک پوزیسیون استاندارد را برای حرکت شنا در نظر بگیرید که در آن دستها بیرون از سینه قرار داده شده‌اند. بدن را تا کف زمین پایین برانید. آرنج‌ها باید ۴۵ درجه خم شوند. سپس به نقطه شروع برگردید.

بیشتر بخوانید:  ۱۰ حرکت پایه تمرین با وزنه برای تناسب اندام

۵ ) حرکت چانه بالا- chinup را ۱۵ بار انجام دهید

حرکت قدرتی - زندگی 29 بهمن

مانند شنا، حرکت چانه بالا یک شاخص عالی قدرت تحمل بالاتنه و قدرت در ارتباط با وزن بدن هست. این حرکت، عضلات مخالف (بالای کمر، عضلات پشتی بزرگ و دوسر) را تست می‌کند. برای رسیدن به ۱۵ تکرار چانه بالا ، این حرکت را در تکرارهای مختلف و حداقل سه بار در هفته، (با تکرارهای متوسط و بالا)  انجام دهید. حرکات را بصورت زمانبندی شده انجام دهید.

نحوه انجام حرکت : خود را به میله بارفیکس آویزان کنید. آرنج باید کاملاً صاف باشد. روی کشیدن کتف به سمت پایین تمرکز کنید. سپس، خود را بالا بکشید تا زمانیکه میله به سینه برخورد کند.

۶ ) حرکت قدرتی ددلیفت با ۲۵۰ درصد وزن بدن

حرکت قدرتی - زندگی 29 بهمن

شاید هیچ ورزش دیگری مانند ددلیفت قدرت تمام بدن را نشان ندهد. این حرکت را با وزنه‌ای به سنگینی ۲/۵ برابر وزن بدن در یک تکرار، و یا ۸۵ درصد این وزن در پنج تکرار انجام دهید. یکی از بهترین راههای ارتقا تعداد حرکات ددلیفت، انجام ماکزیمم حرکات با وزنه ۷۰ الی ۷۵ درصدی با تأکید بر سرعت و تکنیک هست. ۱۰ دقیقه زمان بگذارید و هر دقیقه یک الی دو تکرار را انجام دهید.

نحوه انجام حرکت : یک هالتر سنگین را روی سطحی همتراز با زانوی پا قرار دهید و پاها را به اندازه عرض شانه باز کنید. خم شوید و هالتر را بگیرید. باسن را پایین داده، عضلات پشتی را سفت کرده و میله را محکم بگیرید. هالتر را از زمین بلند کنید، آن را بالا برده و بایستید.

۷ ) اسکات با هالتر

حرکت قدرتی - زندگی 29 بهمن

اسکات با هالتر مدتهاست که از سوی ورزشکاران حرفه ای به عنوان «پادشاه تمام تمرینات» در نظر گرفته می‌شود. یکی از اهداف دراین حرکت، دوبار اسکات با وزنه دوبرابر وزن بدن در یک تکرار، و یا ۸۵ درصد این وزنه در پنج تکرار هست. هنگام منبسط کردن ماهیچه‌های شکم و عضلات پایین کمر و قبل از پایین آمدن  دم بگیرید تا بتوانید وزنه‌های سنگین را بلند کنید و از ستون فقرات نیز محافظت کنید.

روش انجام حرکت:  هالتر را پشت شانه قرار دهید. در این حالت تیغه‌های شانه را به هم نزدیک کنید. هالتر را از چنگک بیرون آورده و عقب بروید. پاها را کمی بیشتر از عرض شانه باز کنید. سپس، باسن را عقب کشیده و به نقطه شروع برگردید. برای پایان تکرار، بطور کامل بایستید.

۸ ) ۱۰ بار هیپ تراست با هالتر با وزنه‌ای ۱۵۰ درصد وزن بدن

حرکت قدرتی - زندگی 29 بهمن

هیپ تراست سریعاً تبدیل به یکی از تمرینات اصلی در آموزشهای قدرتی اصلی شد. این حرکت، یک شاخص فوق‌العاده برای قدرت عضلات خلفی شامل عضلات سرینی (عضلات بزرگ باسن)، همسترینگ و عضلات کمر هست. ۱۰ تکرار را با وزنه ۱/۵ برابر وزن بدن هدف قرار دهید. هرمی کردن ست‌ها، و انجام یک ست ۸و۶و۱۰، و سپس یک ست ۱۵ تکراری را پیشنهاد می‌کند. به مدت یک ثانیه بین هر یک از تکرارها مکث کنید.

نحوه انجام حرکت : هالتر را روی پاها غلت داده تا درست بالای لگن قرار بگیرد. زانوها باید خم باشد و پشت روی یک نیمکت استاندارد قرار داشته باشد. هالتر را از لگن جدا کرده و بدن را بلند کنید تا درست موازی با زمین قرار بگیرد.

۹ ) حرکت هنگ کلین (hang Clean) با وزنه‌ای ۱۲۵ برابر وزن بدن

حرکت قدرتی - زندگی 29 بهمن

اگرچه قدرت – توانایی تولید نیرو- مهم هست، اما، توان ( سرعت در اعمال قدرت) به همان اندازه مهم هست. یکی از اهداف خوب در انجام حرکت هنگ کلین با وزنه‌ای ۲۵/۱ برابر وزن بدن در یک تکرار و یا ۸۵ درصد این وزن در پنج تکرار هست. برای رسیدن به این هدف، این حرکت را دوبار در هفته و در ابتدای تمرینات انجام دهید. مراقبت باشید که نباید این حرکت را بیش از چهار الی پنج بار  تکرار در هر ست انجام داد تا تکنیک شما با نقص مواجه نشود.

نحوه انجام حرکت : بازوها را کاملاً کشیده و به اندازه عرض شانه باز کنید و هالتر را در دست بگیرید. باسن را عقب ببرید تا جاییکه زانو تقریباً هالتر را لمس کند. با درگیر کردن عضلات باسن، زانو، قوزک و بالا انداختن شانه، وزنه را تا چانه بلند کنید. بگذارد آرنج زیر هالتر بچرخد.

  • تاریخ : ۳۰ام دی ۱۳۹۶
  • موضوع : پزشکی

سخن گفتن از سیاستگذاری جمعیتی در کشور ما، مستلزم نگاه درست به نقاط ضعف و قوتی هست که در این راستا قابل بررسی و ارزیابی هست. چه از این رو که کارآمدی هر سیستمی مستلزم توجه درست به همین نکات و نقاط و در واقع شناخت درست از آنان هست.  بحثی که چند سالی هست در فضای کشور ما نیز مطرح شده و افراد بسیاری درباره آن سخن گفته اند. در میزگردی که با میزبانی صاحب نظران این حوزه برگزار شد، پیامدهای تک فرزندی برای جامعه ایرانی بیشتر مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت.

مرضیه ابراهیمی؛ عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه شهید بهشتی، حجیه بی‌ بی رازقی نصرآباد؛ عضو هیئت علمی موسسه مطالعات و مدیریت جامع و تخصصی جمعیت کشور و ربابه عطائی فر؛ عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، مهمانان این نشست بودند که در پژوهشکده آرا برگزار شد. موضوع اصلی این نشست، بررسی پیامدهای تک فرزندی هست. موضوعی که اگر به صورت عمیق تر و ریشه ای به آن نگاه کنیم، در بستری به نام خانواده اتفاق می افتد. بستری که شاید بتوان آنرا، مهم ترین مفهوم در سیاستگذاری جمعیتی دانست.

* تعریف شما درباره خانواده و جایگاه آن در سیاست­گذاری های جمعیتی امروز، در جامعه ایرانی چیست؟

ابراهیمی: ما اگر بخواهیم در حوزه سیاست­گذاری خانواده بحث کنیم، ابتدا باید یک گام به عقب رفته و در مورد خانواده صحبت کنیم. خانواده، یکی از مهم­ترین نهادهای اجتماعی هست. نهادی که نه تنها در جامعه ما، بلکه در جوامع دیگر نیز حائز اهمیت فراوان هست. نهادی که اگرچه شکل آن تغییر کرده و می­کند، اما دائما وجود دارد.

یکی از انواع مهم سیاست­گذاری که با بحث خانواده نیز مرتبط هست، سیاست­های جمعیتی هست. گزاره بنیادین در این نوع از سیاست­گذاری، اهمیت اساسِ خانواده هست. به این معنا که؛ خانواده و مسائل مربوط به آن در فضای جامعه تأثیر فراوان دارد و در نتیجه برای مدیریت این تاثیرات، باید سیاست­گذاری درستی نیز داشت. ما نمی­توانیم جامعه سالم و پویائی داشته باشیم، اگر خانواده سالم و پویائی نداشته باشیم! در واقع نسبت سلامت و پویش در خانواده و جامعه، نسبتی مستقیم هست. رابطه ای یکه البته از تحولات اجتماعی و خانوادگی نیز تاثیرات فراوانی می پذیرد.

در فضای جامعه امروز، تغییر و تحول یکی از مهم ترین ویژگی های هر جامعه ای هست. همراه با تغییرات سریع اجتماعی، خانواده هم تحولاتی را تجربه می­ کند که انواع خاصی دارند. مهم­ترین نوع اینتغییرات، بروز تغییر در نگرش افراد هست.

امروز انسان­ها مثل گذشته به خانواده، فرزندپروری و تعاملات درون خانواده نگاه نمی­کنند. آنها دچارتغییرات مهمی در عقاید و نگرش ها شده اند، که فضای خانواده و بعد از آن جامعه را نیز تحت تاثیر خود قرار داده هست. تحصیل و اشتغال زنان که مهم ترین نمود افزایش مشارکت آنان در جامعه منجر به بروز تحولاتی شده که نمی توان به سادگی از آن عبور کرد. شما نمی­توانید بگوئید که زن به عنوان محور خانواده، صاحب تحصیلات و موقعیت اجتماعی شده، اما تأثیری روی نهاد خانواده نگذاشته هست! مشارکت زنان علاوه بر اینکه پیامدهای مثبتی در تربیت فرزندان و ارتباط با همسر خواهد داشت، ممکن هست منجر به تضاد نقشی نیز برای زنان شود. در این صورت حتما شاهد بروز تعارضات خواهیم بود.

بحث هرم و ساختار قدرت در خانواده، یکی از مباحث دیگریست که در این راستا باید به آن اشاره کرد. امروز شما مانند گذشته در خانواده­ای زندگی نمی کنید که مردسالار هست. تغییر ساختار خانواده به سمتی می­رود که ممکن هست در خیلی از موارد به سالار بودن فرزندان منتهی شود. امروز این فرزندان هستند که خانواده را در مورد فراغت، تفریحات و تصمیمات کلانی مانند بحث­های خرید خانه هدایت می­کنند. این تغییر به عنوان یک چالش جدید، منجر به ایجاد فرصت ها و تهدیدهائی خواهد شد که البته سخن گفتن از آن فرصتی دیگر می طلبد.

مسأله دیگر افزایش سن ازدواج هست که در یک بُعد ناشی از تغییر نگرش افراد، در سوی دیگر افزایش تحصیلات و همچنین افزایش اشتغال زنان هست. این تغییر در افزایش سن ازدواج، به صورت مستقیم روی پدیده فرزندآوری و تعداد فرزندان تأثیرگذار هست. شرایط امروز اجتماع به صورتیست که افراد فرصت کمتری برای داشتن فرزند و دغدغه بیشتری برای تربیت آنان دارند. فردی که همزمان تحصیل کرده و البته شاغل هست، فرصت تربیت و پرورش پنج فرزند را ندارد. از سوی دیگر، مسائل اقتصادی تاثیر بسزائی در تمایل خانواده ها به کم فرزندی و تک فرزندی داشته و دارد.

 در گذشته فرزندان نقش تولیدکننده در کنار خانواده داشتند. آنها عصای دست پدرشان می­شدند و به پدر فرصت استراحت یا همکاری با خود را می دادند. این در حالیست که در خانواده امروز، فرزندان مصرف کننده هستند. مصرف کنندگانی که برای سالیان طولانی تر در کنار خانواده می مانند. مسئله ای که با عنوان طولانی شدن سن جوانی، از آن نام می برند. فرزندانی که مدت سی سال در کنار خانواده هستند و تامین نیازهای شان را به عهده خانواده می دانند، مصداق بارز این قضیه هستند.

مجموعه این تغییرات منجر به لزوم یک بازنگری درباره مفهوم خانواده و جایگاه آن در نظام سیاستگذاری های جمعیتی شده هست. سیاستی که مقام معظم رهبری به نهادها و سازمان های مرجع ابلاغ کردند، نمونه کامل یک سیاستگذاری بود که نقش خانواده را به صورت جامع دیده و به تحولات آن اشاره داشته هست.

نکته مهم در این بحث اینکه؛ اجرای یک سیاست باید با ابعاد مختلف و البته مرتبط آن هماهنگ باشد. مثلا وضعیت فرهنگ، اجتماع و اقتصاد باهم همخوانی داشته باشد.

* در صحبت از تحول مفهوم خانواده، سخن از کم فرزندی یا کاهش نرخ باروری به میان آمد. خانم عطائی فر؛ مهم ترین زمینه ها و دلایل روان شناختی این امر در کجاست!؟ اصلا آیا خانواده ایرانی به کم فرزندی تمایل دارد؟

عطائی فر: کاهش باروری در جامعه ایرانی، یک اتفاقی ست که امروز شاهد آن هستیم. دلایل مختلفی برای این پدیده وجود دارد که من در ادامه سخنانم به چند مورد از آنها اشاره می کنم.

از جمله علت­هائی که برای کاهش باروری وجود دارد؛ مهاجرت از روستا به شهر هست. باتوجه به مطالعاتی که ما در این باره داشتیم، وقتی ما به جامعه شهرنشین نزدیک می­شویم، توقعات و انتظارات فرد نیز دچار تغییراتی خواهد شد. آنها بجای تولید، مصرف را برمی گزینند و در نتیجه میل آنها به مدیریت این مصرف زیادتر خواهد شد. اختلال در نرخ باروری هم یکی از نخستین پیامدهای مدیریت به سبک شهرنشینی هست.

دلیل مهم دیگر، فقدان اصول سلامت روانی در زندگی های شهری هست. به این معنا که اجاره نشینی در فضای آپارتمان های امروزی، کم فرزندی را به خانواده ها اجبار می کند. در معماریِ امروز، تعداد فرزندان شما باید کمتر باشد!

یکی دیگر از نکاتی که در ادامه بحث تحول خانواده باید به آن اشاره کنیم و ارتباط این تحول با کاهش تعداد فرزندان را بیشتر مورد توجه قرار دهیم، موضوع فرزندسالاری هست. وقتی خانواده ای به فرزندسالاری گرایش دارد، در واقع بیشترین توجه را ما به فرزندش دارد. او انتظارات زیادتری از فرزندش دارد و آینده ای را برای او تصور کرده که شاید دلخواهش نباشد! در این حالت تمرکز خانواده روی فرزندی ست که سالار می پندارد و در نتیجه چون این نوع توجه، مستلزم نوعی از فشار روانی و استرس در تربیت فرزند هست، تمایل خانواده به سمت و سوی کم فرزندی خواهد رفت.

* ما از تحول در خانواده ایرانی و افزایش تمایل برای کم فرزندی سخن گفتیم. مسئله ای که کلید تایید یا رد آن در دست پژوهشگران جمعیت شناسی و آمارهای دقیق شما هست. سوال من درباره همین آمارهاست. آیا در سال های اخیر-به لحاظ جمعیتی- شاهد بروز تحولات در خانواده ایرانی بوده ایم!؟ تغییراتی که شاید مهم ترین نمود آن در زمان تشکیل خانواده و بعد از آن فرزندآوری اتفاق افتاده باشد

رازقی: خانواده هم به لحاظ شکل، هم به لحاظ کارکرد و هم به لحاظ ابعاد و زمان تشکیل، تغییر کرده هست. نکته مهم مسئله بقا و پایداری خانواده در جامعه ایرانی هست که مشابه سایر جوامع هست و تمایلی که افراد جامعه ما برای تشکیل خانواده دارند، یک نکته مثبت اضافه بر سازمان هست. نگرش مثبت ایرانی به ارزش خانواده و فرزندآوری، همواره در جامعه ما وجود داشته و ارزش محسوب شده هست. اما تغییراتی که در این فضا رخ داده، مغایرتی با بحث ارزش خانواده نداشته و باید در کنار جایگاه خانواده، به این تغییرات نیز توجه کرد.

شاید برجسته‌ترین تغییر در خانواده؛ تغییر سن ازدواج زوجین باشد. تغییری که متاثر از شرایط اقتصادی و اجتماعی هست و در واقع از اجزاء زندگی مدرنی هست که ما در حال تجربه آن هستیم.

افزایش سرمایه اجتماعی، مستلزم بالارفتن سطح تحصیلات و در نتیجه حضور طولانی مدت ما در مدارس و دانشگاه و ادارات هست. همین حضور می تواند تشکیل خانواده و فرزندآوری را به تاخیر بیاندازد. همچنین سن فرزندآوری نیز متغیری تاثیرپذیر از این فضاست که در جای خود به آن اشاره خواهم کرد.

بحث دیگر؛ کاهش فرزندآوری و تعداد فرزندان در کشور هست. ما در حدود سال ۱۳۵۹؛ نرخی حدود هفت فرزند در خانواده داشتیم. آماری که در سه دهه مدیریت شد و به نرخ تعیین شده-سطح جانشینی- رسید. این یکی از مهم ترین تغییرات در حوزه خانواده بود که البته از علل مختلفی تاثیر گرفت و از سوی دیگر نیز منشاء اثرات زیادی درون خانواده ها شد.

شیب کاهش نرخ باروری از سال ۱۳۵۹ اگرچه بسیار تند بود، اما در دو دهه اخیر روند آرام تری به خود گرفته هست. به طوریکه در حدود سال ۱۳۸۵؛ نرخ باروری به ۱.۹ فرزند رسید و در سال ۱۳۹۰؛ به ۱.۸! بعد از آن و در اثر تغییرات جمعیتی که در کشور شاهد بودیم، نرخ باروری دوباره افزایش پیدا کرد و به ۲.۰۸ رسید. یعنی گروه سنی صفر تا چهار سال، دوباره افزایش پیدا کرد.

در بحث از تک­فرزندی اما باید به چند نکته اشاره کرد. نخست اینکه؛ وقتی باروری به زیر سطح جایگزینی یعنی کمتر از دو یک دهم می­رسد، ما با بحران تک فرزندی روبه رو هستیم. مسئله ای که اگرچه در جامعه ما بحران نیست اما به دلیل بالا رفتن سن ازدواج از یکسو و بالا رفتن سن فرزندآوری دوم، بحران پنداشته خواهد شد. در واقع مادران زیادی در جامعه ما، فرزند دوم را در فاصله زیادی با فرزند اول به دنیا می آورند و در واقع مسئله تک فرزندی را در سال های بعد جبران می کنند.

بحث مهم دیگر اغراق درباره آمارهای تک فرزندی و ناباروری در جامعه ماست. ممکن هست شما در زمان فعلی، تک فرزندی یا بی­فرزندی را در میان مادران ایرانی نشان دهید. اما واقعیت های آماری نشان می دهد که وقتی زنان به سال های پایان باروری خود می­رسند، تعداد فرزندان ایده­ال شان را به دنیا می آورند. تعداد فرزندان ایده­آل در جامعه ما بالای دو فرزند هست. یعنی زنان جامعه ما، طبق آمار عمومیت ازدواج که بالای ۹۸% هست، نه تنها می­خواهند ازدواج کنند، بلکه فرزندآوری برایشان مهم هست و بالای دو فرزند می­خواهند. این حتی در تهران که پیشگام کاهش باروری در ایران بوده، نیز صادق هست.

در سال ۱۳۷۵؛ ۲.۳ درصد از زنان ۴۰ سال و بالای ۴۰ سال، تک فرزند بوده­اند. در سال ۱۳۸۵؛ این نرخ به ۵.۱ درصد و در سال ۱۳۹۵؛ به ۱۲.۳ درصد رسیده هست. هرچند که این روند افزایشی هست اما برای رسیدن به یک تحلیل درست، نمی توان گفت که خانواده ها تک فرزند مانده اند. روش های مختلف نشان می­دهد که ۷۰ درصد از زنان جامعه ما دو فرزند را به دنیا می­آورند. ۳۳ درصد از زنان؛ بدون فرزند یا تک فرزند هستند. ۳۳ درصد؛ دو فرزند و ۳۳ درصد؛ بالای سه فرزند دارند. حتی درصد زیادی از زنان دانشگاهی به سمت دو فرزندی می­روند.

* در میان صحبت هایتان به این نکته اشاره کردید که ما در برهه ای شاهد کاهش نرخ باروری از ۳.۲ فرزند به ۱.۸ فرزند بودیم. سوال من درباره جایگاه تک فرزندی در این راستا هست. آیا تک فرزندی تکنیک کاهش این نرخ در جامعه ایرانی بود!؟

رازقی: باروری تصمیمی هست که زوجین براساس شرایط شان می­گیرند. تصمیمی که تاثیر زیادی از شرایط اجتماعی و اقتصادی خانواده و زوجین می گیرد. پس؛ بارورری، در سه سطح کلان، متوسط و خرد  از شرایط اجتماعی نشأت می­گیرد. همچنین نقش عوامل روانی، خانوادگی، اجتماعی، سیاسی و فردی نیز در این راستا حائز اهمیت فراوان هست.

اگر بخواهیم به زمانی برگردیم که کاهش باروری در ایران شروع شد، باید به حدود سال های ۱۳۶۴ به بعد نگاه کنیم. زمانی که سیاست غیررسمی تشویق باروری در جامعه به پایان خود نزدیک شده بود. کاهش سن ازدواج، سوبسیدهایی که به خانوار­ها پرداخت می شد، معافیت از سربازی برای خانواده­های پر فرزند و … سیاست هائی بود که افزایش باروری در جامعه را پشتیبانی می کرد. اما از سال ۱۳۶۴، خانواده­ها کاهش باروری را آغاز کردند. یعنی علیرغم اینکه سیاست رسمی، چیز دیگری می خواست، خانواده­ها طور دیگری رفتار کردند.

افزایش سطح تحصیلات زنان، توسعه اقتصادی و اجتماعی، گسترش ارتباطات بین المللی، کاهش مرگ و میر مادران و نوزادان موارد مهمی بودند که در تغییر نرخ فرزندآوری خانوارها نقش مهمی ایفا کردند.

در کنار این تحولات اجتماعی و توسعه، عمومیت یافتن استفاده وسایل پیشگیری از بارداری و حمایت جامعه، نهادهای مذهبی و دولتی از برنامه کاهش نرخ فرزندآوری خانواده ها منجر به عمومی تر شدن این تصمیم شد. همچنین اجرائی شدن سیاست تنظیم خانواده و کاهش باروری، به صورت رسمی در سال ۱۳۶۸  اتفاق افتاد و خانواده ها به داشتن دو فرزند یا کمتر تشویق شدند.

نکته مهم در این باره اینکه؛ تک فرزندی در جامعه کنونی ما ایده­آل نبود و نیست!

*چقدر با عزم نهادهای رسمی برای کاهش نرخ باروری در ایران موافق هستید؟ آیا چنین تصمیمی با شرایط اجتماعی آن روز جامعه ایرانی تطابق داشت؟

ابراهیمی: شاید بهتر به جای اینکه تک فرزندی را یک ابزار بدانیم، آنرا عاملی موثر بر سیاستگذاری های سطوح مختلف بدانیم. چه در سطح افراد؛ یعنی در سطح خرد جامعه که منجر به تغییر نگرش افراد شد و چه در سطوح بالاتر اجتماع.

همه ما به یاد داریم که در یک دوره به افراد گفته می­شد؛ بچه برکت زندگی هست! در فضای عمومی جامعه، شعارهائی در این باره بیان می­شد که تاثیر زیادی روی تصمیم فرزندآوری خانوارها داشت.

از سوی دیگر و در سطح میانی، نهاد خانواده به یکباره دچار تغییرات زیادی شد. افراد سبک زندگی خاصی داشتند. تعداد فرزندان خانوارها تاثیر مستقیمی روی سبک زندگی آنها گذاشت و این یک نکته قابل توجه بود. نوع خوراک، پوشاک و فراغت تغییر کرد و در واقع وقتی خانواده از شکل گسترده به هسته­ای تغییر کرد، بسیاری از امور درون خانواده نیز تغییر یافت. در پاسخ به سوال شما باید بگویم که سیاست­گذاری اشتباه می­تواند منجر به تغییر در خانواده شود. تغییری که شاید بازگرداندن آن به حالت اول به اسانی ممکن نباشد!

* سهم فضای روانی سالم در تشویق خانواده ها و والدین به کم فرزندی در سیاستگذاری های جمعیتی ما چگونه بوده هست؟ آیا در سیاستگذاری های دهه ۶۰ و ۷۰ -که کم فرزندی یا تک فرزندی را به جامعه ایرانی القاء کرد- چنین مسائلی دیده شده بود!؟

عطائی فر: در آنچه روانشناسان در مورد تعداد فرزند مطرح کرده اند، روی نظریه آدلر تمرکز می­کنم و عرایضم را ادامه می دهم. او معایب تک فرزندی را به خوبی مطرح کرده هست. تک فرزندی از نظر روانشناسان به خصوص آدلر تایید نشده هست. از جمله معایبی که برای تک فرزندی برشمرده­اند، اینکه چون فرد در خانواده تنهاست، کانون توجه والدین هست. در نتیجه پس از مدتی به سمت خودشیفتگی می­رود و وابستگی زیادی میان والدین و فرزند ایجاد می­شود.

تک فرزندان از والدین خود الگو می گیرند. این در حالیست که آنان باید از میان هم سالان شان الگوبرداری کنند و مهارت های متقابل را در تعامل با آنان یاد بگیرند. فرد تک فرزند در این مهارت ها و ارتباطات اجتماعی خلاء دارد. آدلر از حس برتری اغراق آمیزی صحبت می­کند که تک فرزندان دچار آن هستند. آنها بر این اعتقادند که دیگران باید از ما محافظت کنند. در نتیجه مسئولیت­پذیری کمی دارند که پیامدهای این عدم مسئولیت پذیری دامن اجتماع را نیز می گیرد.

در وجود تک فرزندان، عدم تمایز یافتگی وجود دارد. آنها استقلال طلبی کمتری دارند و در نتیجه هویت فردی در آنها کمتر یا دیرتر ایجاد می­شود. آنها در یکسو از طیف، کمرو و خجالتی هستند که ارتباط اجتماعی ضعیفی در جامعه دارند و از سوی در تیپ­های اجتماعی مغرور هستند که انتظار محافظت و برآورده شدن خواسته­هایشان را دارند.

تحقیقات روان شناسان نشان می دهد که وقتی خانواده یک فرزند داشته باشد، توقعاتش در همان یک فرزند جمع می­شود و همین سطح بالای توقع، اضطراب و در پی آن افسردگی ایجاد می­کند.

* به نظر شما سهم بیشتر در تصمیم برای تک فرزندی با زمینه های روان شناسی ناقص در جامعه ماست یا مسائل اجتماعی موجود؟

بنظر من، سهم بیشتر مربوط به مسائل جامعه شناختی هست.   این مسائل هستند که سهم زیادی در جهت دهی به فضای روانی خانوارها و والدین دارند. بیکاری و مشکلات اقتصادی یکی از مهم ترین اثرگذاران در این رابطه هست.

همچنین کمرنگ شدن حمایت­های اجتماعی به خصوص در میان نزدیکان، یکی از مهم ترین فاکتورهای موثر هست. قبل­ترها چون خانواده ­ها سنتی و در کنار هم بودند، از حمایت اجتماعی بیشتری برخوردار بودند.

*آیا  جامعه ایرانی دچار آسیب تک فرزندی هست؟

رازقی: تا زمانی که سیاست­ها و برنامه ­ریزی ­هایمان در جهت تسهیل ازدواج و فرزندآوری نباشد، ممکن هست روند کاهش بار دیگر به جامعه ما بازگردد. افراد برای فرزندآوری انتخاب­های عقلانی دارند و ارزیابی هزینه –فایده می­کنند. اینطور نیست که تصمیم آنها تحت تاثیر یک برنامه یا شعار فرزندآوری قرار داشته باشد.

پس اگر ما می­خواهیم که خانواده­ ایرانی، به ایده ال خود که بیش از دو فرزند هست، برسد، باید مشکلات را از سر راه شان برداریم. سیاست خیلی مهم هست و تنها شعار نیست!

سیاست­های جمعیتی که مقام معظم رهبری ابلاغ کردند هم به کمیت و هم به کیفیت این امر اشاره داشت. تاکید بر بعد کمیتی این جریان، راه به جائی نمی برد. وقتی از کیفیت صحبت می­کنیم، یعنی مشکلات خانواده را کم کرده و کمک کنیم تا به اهداف فرزندآوری خود برسند.

بحث مهم دیگری که  باید به آن اشاره کنم؛ تاخیر در به دنیا آوردن فرزند دوم هست. خانواده­ ها منتظر زمان مناسبی هستند تا شرایطشان مناسب شود. آنها می­ خواهند به یک ثبات برسند و پس از ثبات فرزند ایده آل را به دنیا آورند. غافل از اینکه صبر کردن و گذشت زمان روی شرایط فیزیولوژیکی فرد تاثیر می­گذارد. وقتی فرزند اول در ۲۴ سالگی به دنیا می­­آید، متوسط اختلاف سنی فرزند اول با دوم چهار و نیم تا پنج سال هست اما وقتی این تاخیر گاهی تا هفت سال طول می­ کشد طبیعتا سن مادر نیز بالاتر می ­رود. همین افزایش سن منجر به ناتوانی های جسمی و روحی برای مادر خواهد شد که می تواند تاثیرات نامطلوبی در حاملگی و فرزندآوری او داشته باشد.

پس یکی از دلایل تک فرزندی، فاصله انداختن برای باروری دوم و سوم هست. فرد زمانی تصمیم به فرزندآوری دوم می گیرد که زمانی ندارد.

سیاست­ های جمعیتی و باروری، باید در میان خانواده ­ها و فرهنگ ­های مختلف، متنوع باشد. همچنین در هر دوره ای از سیاست گذاری، باید به خواسته ها و شرایط جامعه احترام گذاشت و توجه کرد.

وقتی به سیاست از بالا به پایین نگاه می‌شود، خیلی جواب نمی­دهد و مردم همراه آن نمی ­شوند. مثلا؛ ما برای روی آوردن خانواده­ ها به فرزندآوری، در ارایه خدمات پیشگیری از بارداری محدودیت ایجاد کرده­ایم. این نشان دهنده این هست که ما به اهداف خانواده­ ها و شرایطی که دارند، توجه نمی­ کنم و می‌خواهیم که آنها صرفا فرزند بیاورند! این به خانواده و والدین نشان می­دهد که جامعه بزرگتر و نهاد بزرگتر به وضعیت او توجه ندارد. پیشگیری از باراداری احتمال سقط جنین را افزایش می دهد نه افزایش نرخ باروری!

* مهم ترین پیامدهای این تکنیک غلط که در اثر یک سیاستگذاری غیرواقعی یا غلط در جامعه ما برای مدتی تبلیغ شده بود، از منظر شما چیست؟

ابراهیمی: اگر سیاست­های جمعیتی که مقام معظم رهبری ابلاغ کردند، را بخوانیم متوجه مسئله و راه حل خواهیم شد. ایشان در بند دوم از رفع موانع ازدواج سخن گفته اند. همچنین تأکید زیادی بر فرزندپروری کرده اند. همین دو مورد می تواند مبنای یک سیاست درست برای پرهیز از تک فرزندی باشد!

ما معتقدیم که الگوی تک فرزندی الگوی خوبی برای جامعه ما نیست، دلایل مختلفی هم دارد که در پیامدهای تک فرزندی می توانیم به آنها اشاره کنیم. اگر افراد به سمت تک فرزندی بروند، تعاملاتشان در خانواده برهم می­خورد. یک فرزند نیاز به ارتباط با هم نسل خود دارد. یک تک فرزند؛ دائم در خانواده هسته­ای با پدر و مادر خود ارتباط برقرار می­کند. این فرد در فرایند اجتماعی شدن دچار مشکلات زیادی هست. در نتیجه؛ وقتی تک فرزندی الگوئی ثابت می­شود، شما در آینده با افرادی مواجه خواهید بود که بلد نیستند ارتباط برقرار کرده و تعارضات خود را کنترل کنند!

تنهایی و انزوا و در پی آن عدم برخورداری از حمایت های اجتماعی و خانوادگی یکی دیگر از پیامدهای تک فرزندی برای افراد و جامعه هست.

باب شدن تک فرزندی در جامعه، خیلی خطرناک هست. فرد وقتی از فضای خانواده بیرون برود، با افراد درجه یک خانواده مانند خاله، عمو و دایی ارتباطی نخواهد داشت و این ارتباطات مفهومش را برای او از دست می­دهد. حتی در سطوح پایین هرم نیاز افراد مثلا بحث معیشتی، این فرد حمایت اقتصادی چندانی از سوی آشنایان خود نخواهد داشت.

قضیه خطرناک ماجرا این که مشکل ما، مشکل طبقه متوسط تحصیل کرده هست. افرادی که این الگو را تائید می ­کنند و می گویند که باید تک فرزند باشیم چون نگاهمان تغییر کرده یا شرایط اقتصادی مطلوبی برای مان فراهم نیست! من بارها در مصاحبه­ها شنیده­ام که می­گویند من یک فرزند خوب داشته باشم بهتر از این هست که سه فرزند داشته باشم و درگیر مسائلشان باشم.

جامعه ما در حال گذار و تغییر و پیشرفت هست. یک اتفاق جمعیت شناسی، جامعه شناسی و روانشناسی در این میان رخ می­دهد که حدوث آن اجتناب ناپذیر هست. ما باید این حادثه ها را کنترل کنیم و راه این کنترل نیز، سیاست­گذاری­ ها هست.

اگر از یک طرف به سیاست‌گذاران نقد می ­کنیم، از سوی دیگر نیز باید به خودمان که مردم هستیم نقد داشته باشیم. خیلی اوقات نگاه مردم این هست که بعضی از اتفاقات فردی و تصمیم شخصی آنها هست. در صورتی که درست نیست زیرا وقتی فردی در فضای اجتماعی زندگی می­کند، تابع یک سری هنجارهای اجتماعی هستند. در بحث تک فرزندی و جمعیت نیز ممکن هست ابتدا و در مرحله اول یک تصمیم فردی و شخصی باشد اما در فضای اجتماعی تاثیرگذار هست. بعضی اوقات این سیاست ­ها توسط مردم پذیرفته نمی­ شوند زیرا می­ گویند آنها در حریم شخصی ما وارد می­شوند. باید مردم را اقناع کرد. تصمیم­گیری فرد برای ازدواج یا فرزندآوری، می­تواند ماجرای اجتماعی را تغییر بدهد.

هنر ما در این هست که سیاست ها را درست وضع کرده و بعد مردم را همراه آنها کنیم. مهارت ها را به درستی به خانواده ها و والدین آموزش داده و در راه اجرائی شدن سیاست درست از آن بهره برداری کنیم.

* پیامدهای تک فرزندی در سطح میانی و کلان چه خواهد بود؟

پیامدهایی که تک فرزندی برای جامعه خواهد داشت، در سطح کلان؛ بحران­های جمعیتی هست. بحران هائی که  درباره آنها اغراق زیادی شده هست. اما یکی از مسائل که می­تواند اتفاق بیافتد، کاهش سرمایه اجتماعی هست.

اگر سیاست ­های جمعیتی به عنوان یک سیستم حمایتی به کمک افراد نیاید، افراد اعتمادشان را به جامعه از دست می­ دهند و این فقدان اعتماد تنها جنبه شخصی و فردی ندارد. بلکه منجر به کاهش مشارکت افراد می­شود. افراد احساس تعلق و تعهد به ساختارهای جامعه نمی­کنند و در چنین حالتی ممکن هست بگوید من جدا از این جامعه هستم!

اتفاقی که در مقابل آن باید روی افزایش مسئولیت فردی تاکید داشت. نتیجه این عدم تعلق و تعهد، کاهش مشارکت، اعتماد و سرمایه اجتماعی هست که برای جامعه خیلی خطرناک هست. امری که منجر به چنددستگی در جامعه خواهد شد. مردم به شرایط جامعه آسیب میزنند و مثلا بجای فرزندآوری بیشتر در شرایط منع استفاده از لوازم پیشگیری، دست به سقط جنین می زنند. این در حالیست که ما در چارچوب هنجارهای دینی و ارزشهای اسلامی عمل می‌کنیم و اگر در جامعه سقط جنین اتفاق بیافتد، به یک نحوی اعتراض پنهان هست.

براساس تئوری­ های جامعه شناسی؛ افرادی که احساس تنهایی می­کنند و دچار رهایی شده­اند، احتمال آسیب رسانی دارند. حال این آسیب، یا گوش نکردن به حرف حکومت ها، کمک نکردن به تحقق سیاست­های و مواردی از این دست هست.

همیشه سیاست کاهش یا افزایش فرزند خوب نیست و باید به تناسب شرایط رقم بخورد. اما اگر رشد منفی را داشته باشیم، و تک فرزندی الگوی قالب جامعه شود، ما کاهش پویایی و جوانی جمعیت را خواهیم داشت. جمع شدن هرم جمعیتی یکی از مهم ترین زنگ خطرهای این بحث هست.

در سطح میانی نیز شبکه ­های تعاملاتی و حمایتی خانواده برهم می ­ریزد. وقتی افراد در خانواده احساس کنند که حمایت نمی­ شوند و ارتباط خوبی باهم ندارند، قاعدتا نتیجه آن در جامعه پدیدار خواهد شد. وقتی تحلیلگران اجتماعی یا روانشاسان می­خواهند بگویند فرد چه مشکلی دارد، می­ گویند که زمینه آن از خانواده آمده هست. اگر در محیط خانواده فضای امن و آرام وجود نداشته باشند و فرد احساس ارامش نکند، قاعدتا بروز آن در جامعه خشونت، اعتیاد و مسائل دیگر می­شود. من در حوزه مشارکت و اشتغال زنان نیز همین را می­گویم که اتفاقا نگاه ­های فمینیستی کاملا به جریان آرامش زنان ضربه وارد می­کند زیرا می ­خواهد زن از خانواده جدا شود. هرجایی که افراد از خانواده جدا شوند و اهمیت نهاد خانواده کم شود به مشکل بر می­ خوریم. الگوی تک فرزندی، کوچک شدن خانواده‌ها و جزیره­ای شدن آنها، منجر به این می­شود که خانواده دچار اختلال شود.

* مهم ترین پیامدهای روانشناسی تک فرزندی برای جامعه چیست؟

عطائی فر: اگر تک فرزندی بخواهد گسترش و ادامه پیدا کند، تبعات آن اختلال در سلامت جامعه می­شود. علتش این هست که وقتی به تک فرزندی گرایش پیدا کنیم، انسجام خانواده خیلی کم می‌شود. بعد از آن نشاط در جامعه و دید مثبت به زندگی کمرنگ­تر می­شود.

جامعه تک فرزند؛ بیشتر به سمت و سوی فردگرایی می‌رود که نزدیک به فرهنگ غرب هست. فرهنگ غرب بیشتر به سمت و سوی فردگرایی رفته و حمایت­های عاطفی نیز بین افراد-به دلیل همان مقوله فردگرایی-کم شده هست. اتفاق دیگری که در خانواده­ها رخ می­دهد عدم پایداری روابط زوجین هست. در خانواده­هایی که تعداد فرزندان کمتر هست، پایداری روابط زوجین هم کمتر هست. در خانواده ­هایی که تعداد فرزندان بیشتر از یک نفر هست بیشتر حس دلگرمی برای والدین وجود دارد و اتفاق آشیانه خالی خیلی دیرتر اتفاق می­افتد.

رازقی: من تأکید می­کنم که الگوی باروری ما، الگوی دو فرزندی و تک فرزندی نیست. بیش از ۷۰ درصد زنان ما دو فرزند و یا بالاتر به دنیا می­آورند. این خیلی مهم هست. اما اگر بخواهیم تک فرزندی را در جامعه فرضی بیان کنیم، باید بگویم که وقتی باروری به زیر نرخ جانشینی می­رسد و پایین می­آید، تک فرزندی به وجود می­آید. اگر این تک فرزندی رخ بدهد، دو موضوع اتفاق می­افتد. یکی اینکه باروری به سطح خیلی پایینی می­رسد. یعنی به زیر سطح جایگزینی، یعنی ۱.۵ یا ۱.۳ فرزند می رسد که خیلی خطرناک هست.

وقتی جامعه ­ای به باروری زیر ۱.۳ ­رسید، ممکن هست به یک تله جمعیتی یا باروری برسد! تله ای که بیرون آمدن از آن کمی مشکل هست. نتیجه رسیدن به این تله در دو محور متبلور هست؛ یکی بحث تغییر ساختار سنی به سمت سالخوردگی جمعیت، که یک پیامد این موضوع افزایش بار تکلف برای دیگران هست و در واقع جمعیت مصرف کننده که از جمعیت فعال جامعه جدا شده، بیشتر می ­شود.

سه گروه سنی به هم می­خورد و ساختار سنی جامعه تغییر می­ کند. نکته ای که روی آن تأکید می­ کنم، اینکه؛ الگوی ما دو فرزندی هست و نباید نگران باشیم. باید به خانواده ­ها کمک کنیم که این الگو حفظ شود. ما باید سیاست ­ها و برنامه ­هایمان در جهت حفظ همین الگویی باشد که داریم. زیرا وضعیت جمعیتی ما وضعیت خیلی خوبی هست و الان یک دهه هست که وارد پنجره جمعیتی شدیم. این فرصت خیلی مناسبی هست. پس ما ازاین وضعیت و فرصت مناسب باید استفاده کنیم. باید شرایط ازدواج و فرزندآوری را فراهم کنیم. ما اگر بتوانیم سن ازدواج را کاهش بدهیم قدم خیلی زیادی برداشتیم.

سن فرزندآوری ما بالا نیست زیرا همانطور که گفتم فاصله ازدواج تا فرزند اول سه و نیم سال هست. یعنی همه خانواده ­ها فرزند اول را می‌خواهند و ۹۰ درصد فرزند اول را به دنیا می ­آورند، فرزند دوم را هم می­ خواهند. اتفاقی که افتاده این هست که سن ازدواج بالا رفته هست. اگر بتوانیم تلاشمان به این سمت باشد که شرایط ازدواج جوانان را فراهم کنیم با خیال راحت بگوییم که هیچ زمانی این شرایط را نخواهیم داشت و الگوی دو فرزندی یا بالاتر ما حفظ خواهد شد.

صفحه 3 از 80
قبلی 12345678910 بعدی 203040...«