• تاریخ : ۲۳ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : پزشکی

پسرم موقع غذا خوردن آرام نمی‌نشیند. او بالا و پایین پریده، غذا را از بشقاب خود قاپیده و آداب مناسب غذا خوردن را رعایت نمی‌کند.

دربارۀ آن بیندیشید

کودکان، از انرژی زیادی برخوردارند پس برای مدت زمانی بی‌حرکت نشستن مانند زمان غذا خوردن برای آنها دشوار هست. علاوه بر آن، در کنار هم غذا خوردن برای کودکان لذت اجتماعی فراهم نمی‌کند (آنها بازی را ترجیح می‌دهند) و خود غذا خوردن برای آنها الویت نیست (مگر اینکه بستنی باشد).

چه‌کارهایی باید انجام دهید

صبور بوده و آموزش دهید

به‌کودکتان به‌جای گفتن چیزی که نمی‌خواهید، آنچه را که می‌خواهید، بگویید. از گفتن “با دست غذا نخور” اجتناب کرده و به‌جای آن چیزی را که می‌خواهید، بگویید: لطفاً از چنگال استفاده کن.

پشت میز غذاخوری شاد و سرحال باشید.

بر مکالمۀ خوشایند متمرکز شده و از زمان غذا خوردن برای توبیخ کودک بهره نگیرید. اجازه ندهید بزرگترها بر مکالمۀ شام مسلط شده و مدام کودکان را ساکت کنند. اجازه دهید کودکان نیز در مکالمه شرکت کنند. زمان غذا خوردن را به‌زمان خانوادگی لذت بخشی که همه در ان مشارکت دارند تبدیل کنید.

رفتارهای متناسب با سن کودک خود را بپذیرید.

همۀ کودکان شیر را ریخته، سس را پاشیده و اطراف صندلی خود را پر از خرده نان می‌کنند. کسب مهارتهای حرکتی مورد نیاز برای تمیز و مرتب بودن، مستلزم زمان هست.

آداب رسمی را تمرین کنید.

هر از گاهی، موقع غذا به‌صورت رسمی رفتار کنید. از یک رومیزی (قدیمی) و مجموعۀ کاملی از کارد و چنگال و دستمال سفره بهره بگیرید. وانمود کنید که در یک رستوران لوکس بوده و اجازه دهید همه نهایت و ادب و نزاکت خود را به‌کار گیرند. 

حتی می‌توانید لباس‌های شیکی پوشیده و از شمع استفاده کنید. علاوه بر آموزش آداب و نزاکت، این یک مناسک خانوادگی زیبا بوده و خاطرات شگفت‌انگیزی ایجاد خواهد نمود.

چه‌کارهایی نباید انجام دهید

انتظارات غیرواقعی نداشته باشید: 

اگر انتظار دارید کودک خردسال‌تان پشت میز غذاخوری، آرام و بی‌صدا نشسته و رفتارهای بی نقصی از خود نشان دهد، شما خود را در معرض ناامیدی قرار داده‌اید. کودکان، بزرگسالان کوچک نیستند.

کودک را موقعی که گرسنه نیست مجبور به‌غذا خوردن نکنید: 

کودکان از کنترل طبیعی اشتها برخوردارند. باید به‌آنها اجازه داد موقعی که احساس گرسنگی می‌کنند غذا خورده و زمانی که احساس سیری نمودند متوقف شوند.

اجازه دهید کودک‌تان به‌صدای بدنش گوش دهد. اگر کودک‌تان را ملزم کرده‌اید که ظرف غذای خود را تمیز کند از بشقاب کوچکتر استفاده کرده و در آن غذای کمی بریزید.

یک نکتۀ قابل ذکر وجود دارد: کودکتان ممکن‌هست بین شیرینی و بروکلی تمایز قائل نشود، پس لازم هست انتخابهای سالم غذایی را شما انجام دهید.

  • تاریخ : ۲۳ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : پزشکی

کلسیم نقشی بسیار کلیدی در بدن ایفا می‌کند و ساختن استخوانها و دندانهای قوی را به عهده دارد، همچنین، عصب‌ها، قلب و عضلات را تقویت می‌کند. با این وجود، وقتی سطح کلسیم در جریان خون بالا می‌رود، مشکلاتی را در پی خواهد داشت. این وضعیت را افزایش کلسیم خون یا هایپرکلسمی می‌گویند.

۲۹ بهمن، شما را با علائم، دلایل، تشخیص و درمان هایپرکلسمی بیشتر آشنا خواهد کرد.

علائم هایپرکلسمی

هایپرکلسمی خفیف ممکن هست با هیچ نشانه‌ای همراه نباشد، اما اگر شدید باشد، علائم زیر را به دنبال دارد :

تکرار ادرار و تشنگی مفرط : کلسیم بالا کلیه را به فعالیت بیشتر وا می دارد و در نتیجه دفع ادرار بیشتر صورت می‌گیرد، که این نیز به نوبه خود باعث دی هیدراسیون بدن و افزایش تشنگی می‌شود.

ضعف عضلات و درد استخوان : هایپرکلسمی می‌تواند ترشح کلسیم از استخوانها را بیشتر کند و باعث تضعیف بیشتر آنها شود. این حالت باعث ایجاد درد و ضعف در عضلات بدن می‌شود.

مشکلات گوارشی و درد شکم : اگر سطح کلسیم در بدن بسیار بالا باشد،  می‌تواند درد شکمی، استفراغ، ناراحتی معده، یبوست، و حالت تهوع را به همراه داشته باشد.

اضطراب و افسردگی :  سلامت روانی می‌تواند هیپرکلسمی را تحت تأثیر قرار دهد. خستگی، سرگیجه، و بی حالی. سطح بالای کلسیم در خون می‌تواند مغز را تحت تأثیر قرار دهد و این علائم را ایجاد کند.

ضربان قلب غیرعادی و فشار خون بالا : هایپرکلسمی می‌تواند فشار خون بالا را به همراه داشته باشد و همچنین، با ایجاد ناهنجاری‌های الکتریکی، ضربان قلب را تغییر دهد.

دلایل هایپرکلسمی

در زیر به بعضی از فاکتورها و شرایطی اشاره می‌کنیم که می‌توانند میزان کلسیم خون را بالا ببرند :

سطح بالای ویتامین D : ویتامین D باعث جذب کلسیم در روده می‌شود. کلسیم نیز به محض جذب، وارد جریان خون می‌شود.

فعالیت بیش از حد غده پاراتیروئید : سطح کلسیم توسط غدد پاراتیروئید کنترل می‌شود. بیش‌فعالی این غدد می‌تواند باعث ایجاد هیپرکلسمی شود.

سرطان : افراد مبتلا به سرطان بیشتر در معرض هایپرکلسمی قرار دارند. وقتی سرطان به استخوانها نیز سرایت می‌کند، این خطر افزایش پیدا می‌کند.

کاهش حرکت : وقتی از فعالیت استخوانها کاسته می‌شود، ضعیف می‌شوند و کلسیم را وارد جریان خون می‌کنند.

داروها : بعضی از داروها مانند لیتیم (lithium) می‌توانند باعث تحریک بیش از حد غدد پاراتیروئید، و در نهایت، این بیماری شوند.

تشخیص

اگر علائم هایپرکلسمی را در خود احساس کردید، به پزشک مراجعه کنید. پزشک ممکن هست انجام یک آزمایش خون را به شما توصیه کند. این آزمایش، سطح کلسیم و هورمون پاراتیروئید را چک و به شما نشان می‌دهد که دستگاههای بدن، به ویژه دستگاه گردش خون و کلیه‌ها، در چه وضعیتی قراردارند.

درمان

در هایپرکلسمی خفیف، درمان ضرورتی ندارد و به مرور زمان کلسیم به سطح نرمال برخواهد گشت. اما، وقتی سطح کلسیم افزایش پیدا می‌کند و بهبود حاصل نمی‌شود، انجام آزمایشات بیشتر لازم هست.

در نوع حاد بیماری، تشخیص علت آن بسیار حیاتی هست. پزشک داروهایی را برای کاهش سطح کلسیم و پیچیدگی‌های آن تجویز می‌کند. درمانهای احتمالی پیشنهاد شده شامل مایعات داخل وریدی و داروهایی مانند bisphosphonate ها و calcitonin هستند.

رشد غیرسرطانی غده پاراتیروئید می‌تواند از طریق جراحی برداشته شود.

و در نهایت در هایپرکلسمی خفیف، هیچ درمانی ضرورت ندارد. وقتی وضعیت حادتر می‌شود، پزشک داروها تجویز می‌کند که سطح کلسیم را پایین بیاورد و علت بیماری را از بین ببرد.

مطلب را به اشتراک بگذارید

  • تاریخ : ۲۳ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : پزشکی

آنچه ما به عنوان مطلب بیان می کنیم دو جنبه متفاوت دارد: 

– صدا و صوت و یا علائم و نشانه (Speech)

– زبان یعنی کلام، مفاهیم و جملات (Language)

لکنت زبان مربوط به زبان، کلام و تکلم هیچ ارتباطی به Speech یا سخن ندارد. کودکان تقریباً تا شش سالگی اشکالاتی در صدا و صوت و سخن دارند مانند کلمات اضافه یا حروف نامناسب، که به معنای لکنت زبان نیست. همۀ بچه ها لغاتی را دو یا چند بار تکرار می کنند. رسایی در کلامشان نیست و توقف و تامل روی کلمات دارند و حتی خودسانسوری نیز دارند. و این آسیب نیست.

این حالات بین ۲ تا ۳ سالگی عادی و طبیعی هست و پسران دو تا سه برابر این اشکالات را دارند. بعضی نیز نزدیک خواب یا هنگام خستگی این حالات را دارند. بیشتر بچه ها وقت خشم و عصبانیت از نظر روانی از تکرار کلامی بیشتری برخوردارند و تا چند هفته نیز می تواند ادامه پیدا کند.

بهترین کار این هست که هیچ اعتنایی نکنیم درست مانند وقتی که او مطالب را به روشنی بیان می کند. به هیچ وجه دنبال این نباشیم مانند او حرف بزنیم و یا ادای او را درآوریم و فکر کنیم سبب آرامش او خواهد شد که اصلاً درست نیست.

او را کمک نکنیم، او را تصحیح نکنیم، از جانب او حرفی نزنیم، او را برای گفتن حرف درست تشویق نکنیم. از او نخواهیم که مطالب را دوباره و به درستی تکرار کند. به او نگوییم عیبی ندارد و اشکالی ندارد و اگر در محیط آموزشی یا محیط دیگری از نظر کلامی به مشکل خورد و محیط او را درک نکرد برای مدتی او را در خانه نگه دارید و به آن محیط نفرستید و ارتباط او را با آن محیط قطع کنید.

باید دانست ریشه اصلی و اساسی مسئله گرچه عصبی و ارثی و مغزی هست اما در بیشتر موارد نشانه شدید او به محبت و عشق و توجه هست، پس احتیاجات او باید برآورده شود.

متاسفانه در بعضی از فرهنگ ها قرار نیست فرزندان ما حرفی بزنند و میان سخن بزرگترها بیایند، پس باید تحمل کنند. اما دو بزرگسال حق دارند و حتی به حرف هایی که غالب اوقات جالب و جاذب نیست ادامه دهند. 

پس بسیاری اوقات اگر کودکی لکنت داشت، احساس بد آنها زمانی شروع خواهد شد که بگوییم من پای تلفن هستم و با این خانم و آقا دارم صحبت می کنم یا هر چیز دیگر، تو صحبت نکن؛ در صورتی که باید با معذرت از دیگری توجه خود را به کودک جلب کنیم و بگوییم که تو برای ما اولین و مهم ترین هستی و باید به او فرصت داد تا خود را نشان دهد و از فشار درونی بکاهد.

پدر و مادر نباید از لکنت فرزند خود خجالت بکشند تا فرزند به راحتی صحبت کند و باید او را مورد لطف و محبت قرار دهند. بعضی از اوقات کودکان چپ دست به دلیل ممانعت جهت استفاده از دست چپ، مشکلاتی در سخن گفتن پیدا می کنند؛ به همین دلیل گروهی این باور را دارند که فشارهای عصبی در زمینه های مختلف عامل اصلی این اختلال در زبان کودکان هست.

توجه داشته باشیم: توجه بیش از حد به موضوع لکنت، تصحیح او یا برخورد نامناسب سبب تشدید شدن لکنت زبان خواهد شد و حتی تا بزرگسالی می تواند با او باشد؛ در صورتی که با مهربانی می توان مشکل زبان کودک را حل کرد.

  • تاریخ : ۲۳ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : پزشکی

اصطلاح شخصیت (Person) به طرز رفتار، احساسات و افکار هر فرد اشاره دارد. واژه پرسونا در زبان لاتین به ماسک یا برچسبی گفته خواهد شد که افراد در روابط روزمره و اجتماعی خود بر چهره می گذارند و برحسب آن رفتار می کنند. اختلال شخصیت زمانی به وجود می آید که نحوه افکار، نوع عقاید و رفتار افراد در روابط اجتماعی، خانوادگی و بین فردی موجب بروز آسیب به خود یا دیگران شود. ۲۹ بهمن شما را با انواع اختلال های شخصیت آشنا می سازد.

۳طبقه اصلی اختلال شخصیت

  1. خوشه A : دارای سوءظن و شک و تردید مرضی
  2. خوشه B : هیجانی و تکانش گر
  3. خوشهC : مضطرب و اجتنابی

هر یک از این خوشه ها نوع خاصی از اختلال های شخصیتی را پوشش می دهند که به نفضیل در زیر شرح داده شده اند:

اختلال های شخصیت خوشه A اسکیزوئید اسکیزوتایپل پارانوئید
خوشه B ضد اجتماعی مرزی خودشیفته نمایشی
خوشهC وابسته اجتنابی وسواسی

برای تمایز هر نوع از اختلال های شخصیت بایستی به نوع رفتارها و ویژگی های هر فرد توجه داشته باشید. همچنین در تشخیص آن بایستی این صفات و ویژگی های بارز رفتاری و فکری، بر روابط بین فردی و یا برای خود فرد آسیب رسان باشد. در نظر داشته باشید که برای این اختلال، ممکن هست معیارهای تشخیصی مختلفی وجود داشته باشد. همچنین با توجه به تنوع و گستردگی آن شاهد طیف وسیعی از نشانه های مرضی و بالینی هستیم.

اختلال شخصیت می تواند به شیوه های مختلف نشان داده شود و متخصصان روش های مختلفی برای شناسایی اختلالات شخصیت دارند. حال ۲۹ بهمن شما را با بعضی نشانه های کلی و اساسی این اختلال ها آشنا می سازد.

خوشه A

دارای سوءظن و شک و تردید مرضی

  • اسکیزوئید : این افراد تمایل شدیدی به تنها بودن و دور از اجتماع زندگی کردن دارند، به اطرافیان مظنون اند و هیچ لذتی از روابط دوستانه، خانوادگی و زناشویی (در کل در کنار دیگران بودن) نمی برند.
  • اسکیزوتایپل : این افراد به شیوه ای رفتار می کنند که دیگران آن را غیر عادی می دانند. معمولا افکار و رفتارهای عجیب و غریب دارند. به سختی می توان کسی را یافت که با آنها زندگی کرده باشد چون افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوتایپال تحمل بودن در جمع را ندارند. باور دارند که دارای قدرت های خارق العاده یا حس ششم هستند در حالی که این امر در واقعیت صادق نیست.
  • پارانوئید : افرادی هستند که دارای سوءظن ذهنی خیانت، خصومت، کینه توزی می باشند. فکر می کنند که دیگران دشمنی پنهانی با آن ها دارند. ویژگی اصلی این اختلال، شکاکیت و بی‌اعتمادی به دیگران هست که تظاهرات آن به صورت تمایلی هست نافذ و ناموجه برای تفسیر اعمال دیگران به اعمالی که گویا به قصد تحقیر یا تهدید وی انجام شده‌هست.

اختلال شخصیت - زندگی 29 بهمن

خوشه B

 هیجانی و تکانش گر

  • ضد اجتماعی : این افراد به صورت پرخاشگرانه، تکانشی و پر خطر رفتار می کنند. دارای روابط اجتماعی خطرناکی و معمولا سابقه ارتکاب جرم دارند. افراد ضد اجتماعی از اعمال خصمانه و نادرست خود پشیمان نیستند.
  • مرزی : این افراد از خودپندار سالم محروم اند. بسیار عصبانی اند و قادر به کنترل خشم نیستند. احساس خستگی و تنهایی زیاد می کنند. از نظر احساسی بی ثبات اند. افکار خودکشی دارند و یا اقدام به خودکشی کرده اند. افراد مرزی به شدت احساس پوچی و بیهودگی می کنند و از ترک شدن و رها شدن می ترسند.
  • خودشیفته : مبتلایان به این اختلال بر این باورند که دلایل خاصی وجود دارد که آنها را متفاوت، بهتر یا سزاوارتر از دیگران می کند رویاهای نامحدود موفقیت و قدرت دارند. تمایل زیاد برای جلب توجه دیگران دارند، در عین حال دیگران را استثمار می کنند.
  • نمایشی : نگرانی زیاد در مورد ظاهر خود دارند. تمایل زیاد برای چیزهای جدید و مهیج دارند. معمولا به صورت اغوا کننده رفتار می کنند. به دنبال تحت تاثیرقراردادن واکنش دیگران هستند.

خوشهC

 مضطرب و اجتنابی

  • وابسته : این افراد منفعل هستند، در تصمیم گرفتن وابسته به دیگران اند، احساس ناراحتی، ضعف و ناتوانی در تصمیم گیری و کارکردن بدون کمک و پشتیبانی می کنند. با کارهای روزانه هیچ میانه ای ندارند و سخت می توان کسی با اختلال شخصیت وابسته را یافت که شاغل باشد یا کارهای روزانه خود را انجام دهد. به شدت احساس نا امیدی و بی کفایتی می کنند و همیشه تسلیم خواسته های دیگران اند.
  • اجتنابی : این افراد بسیار مضطرب هستند، تمایل به بودن در جمع دارند اما به دلیل اضطراب نمی توانند در روابط اجتماعی خوب ظاهر شوند به همین دلیل از روابط اجتماعی اجتناب می کنند، احساس نا امنی می کنند و بسیار نگران و مضطرب هستند.
  • وسواسی : مبتلایان به این اختلال احساس نیاز به نگه داشتن همه چیز تحت کنترل خود می کنند، استانداردهای غیرواقعی برای خود و دیگران تنظیم می کنند و فکر می کنند بهترین راه برای انجام کارهاست. اگر حتی قسمت جزئی از کار، مد نظر این افراد انجام نشود آن را فاجعه آمیز تلقی می کنند و واکنش شدیدی نشان می دهند.

اختلال شخصیت - زندگی 29 بهمن

در کل بیماران دارای اختلال‌ شخصیت، صفات شخصیتی ناسازگارانه ای دارند و این صفات آن‌قدر عمیق اند که در برابر هرگونه تغییر مقاومت می‌کنند. در بیشتر مواقع این اشخاص فکر می‌کنند دیگران باید تغییر کنند تا با آن‌ها مطابقت داشته باشند. باید توجه داشت که افراد مبتلا به اختلالات شخصیتی، وضعیت خود را انکار می‌ کنند اما این اختلال به وسیله روان شناسان و مشاوران قابل تشخیص، ریشه یابی و درمان هست.

مطلب را به اشتراک بگذارید

  • تاریخ : ۲۳ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : پزشکی

چه عاملی باعث می‌شود که کودکی به‌غایت اجتماعی، معاشرتی، برون‌گرا و کودک دیگری فوق‌العاده خجالتی شود؛ طوری که حتی برای سلام کردن به آشنایان، خود را پشت مادرش پنهان کند.

اگر از مهدکودکی دیدن کنید، از اختلاف فاحشی که در نحوۀ برخورد بین کودکان وجود دارد متعجب خواهید شد. در یک‌طرف کودکانی قرار دارند که با همسالان خود خیلی حرف می‌زنند، برای انجام کارها داوطلب می‌شوند و با اعتمادبه‌نفس اظهارنظر می‌کنند.

این عده نقطۀ مقابل کودکانی هستند که دوست دارند تنها باشند، به‌ندرت با همسالان خود ارتباط برقرار می‌کنند و وقتی مربی برای انجام کاری داوطلب می‌خواهد، خود را زیر میز پنهان می‌کنند.

تفاوت‌های شخصیتی از بدو تولد با کودک همراه هست. کودکان برون‌گرا از دیدن افراد و اشیاء اطراف خود انرژی می‌گیرند و دائماً در جستجوی دوستانی هستند که دوروبر آن‌ها باشند و در تنهایی بهانه‌گیر و بی‌حوصله می‌شوند.

والدین کودک برون‌گرا خانه را از وجود کودکان پر می‌کنند تا فرزندشان راضی باشد. این کودکان با حرف زدن‌ها و دست‌درازی به وسایل دیگران در کلاس مشکل ایجاد می‌کنند. 

آن‌ها برای اکثر پرسش‌ها  پاسخی آماده در آستین دارند، ازاین‌رو نمی‌توانند برای صحبت کردن منتظر نوبت بمانند و به‌محض آنکه به خانه برمی‌گردند، به دنبال گوش شنوایی هستند تا گزارش تجربه‌های آن روزشان را ارائه دهند.

درون‌گراها، یعنی کودکانی که برای تجدید قوای درونی خود نیاز دارند که تنها باشند، تصویری بسیار متفاوت و غالباً نگران‌کننده از خود در برابر والدین قرار می‌دهند.

این کودکان در تنهایی بسیار احساس راحتی می‌کنند. گاه با یکی دو نفر بازی می‌کنند، اما ضرورتی برای حضور همبازی‌های فراوان در اطرافشان احساس نمی‌کنند تا به دوستی تلفن کند. 

این کودکان دیرجوش هستند و ممکن هست از افراد و موقعیت‌های جدید کناره بگیرند. ازآنجاکه در خانه بیشتر احساس راحتی می‌کنند ممکن هست با افراد خانواده بیشتر از افراد غریبه یا شاگردان مدرسه صحبت کنند.

این کودکان از طریق خواندن و گوش دادن بهتر یاد می‌گیرند تا مشارکت در فعالیت‌های عملی. از وسایل خود خوب محافظت می‌کنند و ممکن هست علاقۀ شدیدی به داشتن مکان مشخصی از خود نشان دهند و اگر مجبور شوند وسایل خود را در اختیار دیگران قرار دهند بدخلقی می‌کنند.

وقتی از مدرسه به خانه برمی‌گردند، به فرصتی نیاز دارند تا تجربیات خود را زیر و رو کنند و چندان تمایلی برای بازگو کردن ماجراهای آن روز ندارند، بلکه ترجیح می‌دهند مدتی تنها باشند.

برای برخورد با هریک از این دو تیپ شخصیتی در مدرسه، باید روش خاصی در نظر گرفت. کودک برون‌گرا برای صحبت کردن به فرصت‌های زیادی نیاز دارد. فضایی که بتواند با دوستان خود در آن کار کند و اوقاتی که بتواند در تماس فیزیکی با کودکان دیگر باشد، برایش مفید هست (مثل ساعت ورزش، زنگ تفریح و بازی‌های گروهی).

مربی برای آنکه به کودک برون‌گرا کمک کند، بهتر هست قبل از مطرح کردن سؤال، قوانین را مشخص کند. به‌ این‌ ترتیب کودک برون‌گرا یاد می‌گیرد که نوبت را رعایت کند.

برعکس، کودکان درون‌گرا قبل از آنکه در فعالیتی شرکت کنند، به دیدن و شنیدن نیاز دارند. اگر از قبل بدانند که دربارۀ چه موضوعی گفتگو خواهد شد، احتمال آنکه در آن شرکت کنند بیشتر خواهد بود. آن‌ها از مطالعه در محیطی آرام و دور از کودکان دیگر و نیز محیطی که بتوانند در آن فعالیت‌ها را دورادور مشاهده کنند، احساس آرامش می‌کنند. برخلاف کودکان برون‌گرا، کودک درون‌گرا از بازی‌ها و فعالیت‌هایی که بتواند جدا از دیگران بنشیند، استقبال می‌کند.

معمولاً درون‌گراها بیشتر از برون‌گراها موجب نگرانی می‌شوند. اغلب آن‌ها را خجالتی توصیف می‌کنند و به‌ زعم عده‌ای، این کودکان مشکل اجتماعی دارند. آیا می‌توان به کودک درون‌گرا کمک کرد که تا حدی برون‌گرا شود؟

البته اگر به کودک درون‌گرا کمک شود، رفتارش تا حدی اجتماعی‌تر خواهد شد. در مقام پدر و مادر باید در پی فرصت‌هایی باشید که اعتمادبه‌نفس کودک درون‌گرای خود را تقویت کنید.

هرگاه فرزند شما تلاش کرد کار مشکلی را انجام دهد از او تمجید کنید. اگر کودک را به‌سوی تعامل‌های دوستانه سوق دهید، به او کمک خواهید کرد تا بر مشکلات اجتماعی فائق آید. همچنین اگر او را تشویق کنید که اوقاتش را با کودکانی سپری کند که رفتار آمرانه و تهدیدآمیز ندارند، در شرایط اجتماعیِ راحت‌تری قرار می‌گیرد. 

زمانی که یک موقعیت اجتماعی جدید پیش می‌آید سعی کنید کودک را به‌تدریج با آن آشنا کنید. به‌جای آنکه در هفته پنج دعوت جشن تولد را بپذیرید، یک دعوت را قبول کنید که خیلی هم سنگین نباشد (مثلاً تعداد کودکان در آن کمتر باشد یا کودکانی باشند که فرزند شما قبلاً با آن‌ها آشنا شده هست).

شاید مهم‌ترین نکته‌ای که باید به یاد داشته باشید این هست که او را خجالتی خطاب نکنید. اغلب مشاهده می‌شود که والدین به دیگران می‌گویند: کاری به کار او نداشته باشید. خیلی خجالتیه. هرچند والدین این عبارت را برای رنجاندن کودک ابراز نمی‌کنند، اما باعث شرمندگی او می‌شوند و او را نسبت به این بارور که موقعیت‌های اجتماعی دشوار هستند، حساس‌تر می‌کند. اگر خجالتی بودن کودک درون‌گرا را به رخ دیگران بکشید، تنها اوضاع را وخیم‌تر کرده‌اید.

اگر دیگران دربارۀ خجالتی بودن فرزند شما اظهارنظری کردند، بهترین راه برخورد پاسخی ساده هست: کمی طول می‌کشد تا به شرایط جدید عادت کند یا ترجیح می‌دهد آرام باشد.

اگر خجالتی بودن کودک شما به‌قدری هست که انجام امور روزمره‌اش را مختل می‌کند توصیه می‌شود با یک مشاوره خبره مشورت کنید. برای کودکانی که مشکل اجتماعی دارند برنامه‌های خاصی وجود دارد که بر مشارکت کودک در شرایط مختلف اجتماعی تکیه می‌کند و درعین‌حال اضطراب او را کاهش می‌دهد.

  • تاریخ : ۲۳ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : پزشکی

ریشۀ واژۀ تشویق، دل دادن هست. وقتی ما از صمیم قلب کودکانمان را تشویق می کنیم، به آنان شهامت می بخشیم. این وظیفۀ ماست که آنان را، وقتی در حال بهبود بخشیدن به مهارت ها و اعتماد به نفسی هستند که به آن نیاز دارند تا روی پای خود بایستند، کمک و پشتیبانی کنیم.

این موضوع که چه زمانی قدم به جلو بگذاریم و چه وقت در کناری بایستیم، کی تشویق کنیم و چه زمانی به انتقادی سازنده دست بزنیم، موضوعی بسیار حساس و دانستن آن هنر هست نه علم.

کودکان ما به پشتیبانی ما نیاز دارند؛ اما آنان همچنین به ارزیابی صادقانۀ پیشرفتشان در حین کار برای بهبود و پالودن مهارت های بسیارشان نیازمندند. آنان برا حرکت کردن و ادامه دادن این راه و نیز وقتی که دچار عقب ماندگی می شوند، نیازمند حمایت ما هستند.

آنان به ما احتیاج دارند تا برای از میان برداشتن محدودیت ها و وسعت بخشیدن به افق دیدشان مورد تشویق قرار گیرند و وادارشان سازیم بهتر از آنچه می پنداشتند می توانند، عمل کنند. در این زمینه آنان باید بدانند حتی اگر دچار شکست شوند، باز هم ما در کنارشان هستیم.

برای به انجام رساندن همۀ اینها، ما باید به نیازها، استعدادها و تمایلات ویژۀ هر کودک توجه دقیق داشته باشیم. تشخیص تفاوت های فردی کودکان – این که کودک با نا امیدی یا آشفتگی ها چگونه برخورد می کند، آن یکی چقدر خوب قادر به دنبال کردن کار در یک برنامه هست، کدام کودک بیشتر به کمک و راهنمایی نیاز دارد و کدام یک به طور مستقل بهتر کار می کند – کلیدی هست برای تشخیص درست چگونگی راهنمایی واقعی و مؤثر برای اینکه در راه رسیدن به هدف هایشان به خوبی تلاش کنند.

راه های گوناگون تشویق کودکان

تشویق کردن برای کاری که خوب انجام گرفته، طبیعی هست؛ اما تشخیص و تشویق گام های کوچکی که کودکانمان به سوی هدف هایشان برداشته اند نیز بسیار مهم هست. شاید انتظار زیادی باشد که از سامانتای سه ساله بخواهیم همۀ مدت با برادرش رفتار خوبی داشته باشد.

اما هنگامی که احساساتش او را وا می دارد دست برادرش را با مهربانی نوازش کند، یا هنگام رانندگی پدر یا مادر او را می خنداند و سرگرم می کند، بسیار مهم هست که این رفتار او را آگاهانه مورد توجه قرار دهیم. مادر با علاقه می گوید: نگاه کن تو چقدر خوشحالش کردی. سامانتا خوشحال خواهد شد و احساس غرور می کند.

هنگامی که کودکان ما در کاری شکست می خورند می توانیم به جای تمرکز بر این واقعیت که هنوز در مورد هدفشان به توفیق نرسیده اند، بر آن جنبه از کاری که موفق به انجام دادن آن شده اند، یا دشواری آنچه به دست آورده اند، توجه کنیم.

ناتان که پنج سال دارد، یک برج اسباب بازی ساخته هست. او ساختمانی پیچیده اما ارزان را درست کرده هست که به طور حتم به زودی فرو خواهد ریخت. وقتی این اتفاق می افتد، بغض او می ترکد و از شدت ناراحتی گریه را سر می دهد. پدر با کلامی دلگرم کننده می گوید:

من متوجه شدم که تو ساختمون واقعاً بلندی ساختی؛ تقریباً به بلندی قد خودت. می خوای کمکت کنم یکی دیگه درست کنی؟ در حین کار کردن برای ساختن برج جدید، پدر، برای سر و پا ماندن برج، فنونی را به او یاد می دهد. ناتان از اینکه کوشش قبلی او مورد تحسین و تشویق قرار گرفته خوشحال هست.

دام هایی که به درونشان می افتیم

تشویق کودکانمان همیشه کار ساده ای نیست. هنگامی که آنان کوچک هستند، برای اینکه اجازه دهیم خودشان کارهایشان را انجام دهند وقت بیشتری مورد نیاز هست، در حالی که انجام دادن آن کار به وسیلۀ ما وقت کمتری لازم دارد.

هنگامی که آنان بزرگتر می شوند، دیگر مسئلۀ زمان مطرح نیست، بلکه تلاشی هست که برای واداشتن فرزندانمان به انجام دادن کارهای خودشان باید به کار بریم. 

اما صرف نظر از هر سنی که دارند، ما نباید در دام به انجام رساندن کارهای آنان گرفتار شویم. فرزندان ما باید احساس مسئولیت را بیاموزند و به تناسب سن و توانایی هایشان، در انجام ادادن وظایف روزمره شرکت کنند. این وظیفۀ ما هست که آنان را به این کار تشویق کنیم.

دام دیگری که ما پدر و مادرها ممکن هست در آن گرفتار شویم، حمایت کودکانمان در برابر شکست خوردن یا آسیب دیدن هست که موجب خواهد شد آنان را از تلاش برای انجام دادن کارهای تازه بازداریم. هیچ یک از ما نمی خواهیم فرزندانمان اسیب ببینند، با این حال گاهی لازم هست به آنان اجازه دهیم به خطرهایی تن دهند.

دام دیگری که ممکن هست پدر و مادرها در آن بیفتند به کار بردن این جمله هست: تنها امتحانش کن. وقتی ما کودکانمان را تشویق می کنیم چیز تازه – وظیفه ای ناخوشایند یا کار دشوار – را تنها امتحان کنند، احتمالاً ناخواسته این پیام را به آنان می رسانیم که با تلاشی بسیار ناچیز می توانند در آن کار موفق شوند.

برای بچه هایی که دنبال نتایج بدون زحمت هستند، این جمله می تواند بهانه ای باشد برای اینکه پیش از انجام دادن کار لازم از تلاش بایستند.

تشویق همۀ جنبه های وجودی کودک

کمک کردن به کودکانمان برای به خود متکی شدن، تنها به تشویق رفتار آنان مربوط نمی شود. ما باید به ویژگی درونی فرزندانمان و همچنین بهتر شدن آنان توجه کنیم. زمانی که می بینیم بچه های ما، ویژگی ستودنی از خود بروز می دهند – سخاوت، مهربانی، ظرافت، تصمیم گیری یا هر چیز دیگر – باید کاری کنیم آنان بدانند که ما متوجه هستیم و آن را تحسین می کنیم.

ابراز نظر ما کمک خواهد کرد خویشتن شناسی فرزندان ما در دوران رفتن به مدرسه، جامعه و سرانجام محیط کار شکل بگیرد و هنگامی که برای آنان محیطی امن و فرهیخته فراهم می سازیم تا در آن آموزش ببینند، این فرصت را به آنان می دهیم که بهترین آنچه می توانند، بشوند.

ما وقتی کودکانمان را در راه به دست آوردن آنچه می خواهند، حمایت می کنیم، آنان را تشویق کرده ایم. ممکن هست آنان را در طول راهشان، با پیشنهاد یا راهنمایی هایی یاری دهیم؛ اما باید همیشه به خود مختاری شان احترام بگذاریم و حق آنان را برای تلاش در راه خواسته هایشان محترم بشماریم.

وظیفۀ ما این هست که همراه با شکست ها و موفقیت هایشان در کنار آنان باشیم و اطمینان حاصل کنیم، صرف نظر از هر نتیجه ای که به دست آید، آنان از تجربیاتشان چیزهای بسیار خواهند آموخت و متکی به خود، رشد خواهند کرد.

  • تاریخ : ۲۳ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : پزشکی

تجربه رابطه جنسی دردناک در زنان میتوان تصور آنها نسبت به رابطه زناشویی را به کل تغییر دهد. در ادامه دلایل رابطه جنسی دردناک در زنان میپردازیم.

عدم داشتن رابطه جنسی کافی

Raquel Dardik, MD، استادیار بالینی بخش زنان و زایمان  مرکز سلامت زنان در NYU Langone Joen H.Tisch در مورد علل رابطه جنسی دردناک در زنان می گوید:

اگر به مدت ۲ سال رابطه جنسی نداشته باشید، برقراری رابطه ممکن هست با آسیب هایی همراه باشد. این موضوع مثل این هست که بگویید:

من می خواهم ۳ مایل را بدوم، درحالیکه در ۳ سال گذشته بیشتر از ۱۰ قدم هم برنداشته اید. درست مثل هر عضله ی دیگری، فعالیت منظم می تواند واژن را سالم و قوی نگه دارد.

اگر بطور مرتب مقاربت دارید، دیواره های واژن کشیده شده و ماهیچه های آن در حالت انعطاف پذیری قرار می گیرند.

استرس

داشتن استرس به تنهایی باعث ایجاد درد حین رابطه ی جنسی نخواهد شد اما در برانگیختگی تاثیر می گذارد.

دکتر Dardik درباره رابطه جنسی دردناک در زنان می گوید: اگر فکرتان مشغول این موضوع هست که محل زندگی خود را طی هفته ی آینده تغییر دهید و یا با همسر خود مدام درگیری و دعوا دارید، استرس آن می تواند موجب کاهش نرمی و انعطاف ماهیچه ها در حین رابطه ی جنسی گردد.

یک عامل عصبی دیگر نیز با انقباض عضله ی کف لگن و عفونت های باکتریایی مرتبط هست که هردو مورد علل شایع رابطه ی جنسی دردناک خواهند بود.

تغییر وضعیت بدن علت رابطه جنسی دردناک در زنان

یائسگی و یا دوران پیش از آن مسئله ای هست که ممکن هست در رابطه ی جنسی تاثیر بسزایی داشته باشد.

آنتروفی واژینال یکی از شایع ترین عوامل تهدید کننده در طول این دوره از زندگی هست.

آنتروفی واژینال اساسا به این معنی هست که واژن به اندازه ی کافی استروژن ندارد – پس پوست واژن کشش و انعطاف لازم را نخواهد داشت.

دکتر Dardik می گوید، این موارد ۲۵ اشتباه شما را در رابطه ی جنسی نشان خواهد داد:

نادیده گرفتن ژل های روان کننده لوبریکانت

دکتر Dardik می گوید: اگرچه بطور کلی یائسگی را دلیل خشکی واژن می دانیم، اما بسیاری از عوامل دیگر نیز در این امر نقش  دارند.

اگر به اندازه ی کافی تحریک نمی شوید و یا داروی خاصی مصرف می کنید، ممکن هست، واژن شما نسبت به حالت نرمال آن خشک تر باشد، درنتیجه باعث اصطکاک و افزایش درد در طول رابطه ی جنسی یا پس از آن خواهد شد.

اگر دچار خشکی واژن شدید، مصرف مقداری ژل لوبریکانت می تواند چاره ساز رابطه جنسی دردناک در زنان باشد. استفاده از لوبریکانت های روغنی مثل وازلین باعث ایجاد ابتلا به عفونت باکتریایی می گردد.

ابتلا به عفونت باکتریایی یا مخمر

دکتر Dardik درباره موضوع رابطه جنسی دردناک در زنان می گوید: یکبار دیگر می توانید آن هورمون های نوسان دار را سرزنش کنید.

در طول دوران یائسگی، عفونت های باکتریایی یا مخمری رایج تر هستند. اغلب زنان نمی دانند که دچار عفونت هستند و به هنگام مقاربت، احساس ناراحتی و سوزش دارند.

اختلال در عملکرد ماهیچه های کف لگن

شاید تعجب آور باشد که اختلال در عملکرد ماهیچه های کف لگن (PFD)، به سختی تشخیص داده خواهد شد.

برآورد شده هست که از ۳ زن آمریکایی، یکی از آن ها تحت تاثیر این اختلال قرار دارد.

کف لگن (بافت های ماهیچه ای که به اندازه هندوانه هستند)، رابطه ها و اعصابی که رحم، واژن و نواحی اطراف مقعد را پشتیبانی می کنند، می توانند باعث انقباض عضلانی و در نتیجه درد بسیاری شوند.

کاهش هورمون ها در دوران یائسگی و از دست دادن توده های ماهیچه ای به علت افزایش سن، باعث ایجاد اختلال خواهند شد.

رابطه جنسی پر درد در زنان و مشکلات گوارشی

برای زنانی که مبتلا به انقباض روده تحریک پذیر (IBS) یا بیماری Crohn هستند، روده دقیقا در کنار رحم قرار دارد، پس هرگونه حرکت رحم می تواند باعث التهاب و تحریک روده گردید.

بعضی افراد می گویند: هنگام رابطه ی جنسی دچار شکم درد می شویم، درحالیکه به اندام های خارجی و واژن خود اشاره ای نمی کنند.

شما دچار اندومتروز هستید

بر اساس مطالعات اخیر توسط محققانی در ایتالیا در مورد بحث رابطه جنسی دردناک در زنان انجام شده هست، بیش از نیمی از زنان مبتلا به اندومتروز( وضعیتی که بافت اندومتری در خارج از رحم رشد می کند) در هنگام رابطه ی جنسی درد شدیدی را احساس می کنند.

موقعیت مکانی اندومتروز میزان درد را تعیین می کند. به عنوان مثال: اگر اندومتروز در پشت واژن و بخش پایین رحم قرار داشته باشد، ممکن هست در حین رابطه درد شدیدتری را احساس کنید.

وضعیت روحی نامناسب علت رابطه زناشویی دردناک در زنان

 تعجب آور نیست که احساسات شما در زمان برقراری رابطه زناشویی نقش مهمی را برعهده دارند.

بخش زنان و زایمان یک دانشگاه آمریکایی (ACOG) بررسی کرده هست که، ترس، گناه، شرم، خجالت و یا زشت دانستن رابطه ی جنسی ممکن هست باعث شود نتوانید هنگام برقراری رابطه آرامش داشته باشید و اگر نتوانید آرامش داشته باشید و در حین رابطه عضلات خود را شل بگیرید، برقراری رابطه دشوار خواهد شد و در نتیجه باعث ایجاد درد خواهد شد.

ممکن هست همسر شما دچار اختلال نعوظ باشد

براساس گزارش ACOG اگر همسر شما در میان ۵ مرد یکی از آن هایی هست که در سن ۲۰ به بالا قرار دارد و دچار اختلال نعوظ (ED) هست، ممکن هست در طول رابطه جنسی دچار ناراحتی و مشکل شوید.

درمان های ED، از جمله ژل های ویاگرا، لویترا و سیالیس می باشند که باعث به تاخیرافتادن ارگاسم در مرد می شوند که البته استفاده از آن ها در بعضی از زنان باعث ایجاد آمیزش های طولانی و دردناکی خواهد شد.

  • تاریخ : ۲۲ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : پزشکی

نی نی بان، گروه رسانه های اجتماعی: تولد ساده وبدون تجمل هارپر سون، دختر سوپراستار انگلیسی ها بسیار خبرساز شد. در عکس های تولد هفت سالگی هارپر که انگار تنها با حضور خانواده برگزار شده هست خبری از تجملات نیست. در حالی که تولد شش سالگی هارپر در قصری مجلل برگزار شد.ویکتوریا بکهام با انتشار عکسی از تولد هفت سالگی هارپر، جشن تولد ساده او را رسانه ای کرد.
دیوید بکهام و دخترش، تولد ساده یک سوپر استار

 ستاره انگلیسی ها هم با اشتراک عکس دخترش در اینستاگرام خود نوشت:«چه می توانم به این دختر زیبا، به شاهزاده کوچولوی خودم بگویم، امروز هارپر ۷ سالش شد. تولدت مبارک دختر زیبای من، تو باعث میشی من هر روز لبخند داشته باشم.از طرف من،مامانت و داداشات.»

دیوید بکهام و دخترش، تولد ساده یک سوپر استار

هارپر تنها دختر خانواده بکهام هنوز به دنیا نیامده بود که به تیتر یک رسانه‌ها تبدیل شد. این که دیوید و ویکتوریا بالاخره قرار هست دختردار شوند، خبری بسیار مهم برای رسانه‌ها بود. هارپر وقتی سال ۲۰۱۱ در لس‌آنجلس به دنیا آمد با نام عجیبش بسیار خبرساز شد. والدینش نام هارپر سون را روی او گذاشتند. ویکتوریا نام هارپر را متاثر از یک نویسنده یا یک مدل معروف روی دخترش گذاشت و دیوید نیز پسوند «سون» (عدد ۷) را به آن اضافه کرد که همان شماره ۷ معروفی هست که بکام در تیم‌های منچستریونایتد و تیم ملی انگلیس بر تن می‌کرد. پس از این که نام دختر خانواده بکام اعلام شد جوک‌های زیادی در این باره ساخته شد. هارپر بکام خردسال و شیرخواره بعدها به ستاره تبدیل شد، یعنی وقتی او با مادرش در شوهای فشن شرکت می‌کرد و از همه مهم‌تر وقتی در یک نظرسنجی به عنوان خوش‌تیپ‌ترین دختربچه بریتانیایی انتخاب شد. او از سوی خبری‌های مختلف به عنوان زیباترین کودک یک ستاره مشهور هم لقب گرفت.

دیوید بکهام و دخترش، تولد ساده یک سوپر استار

یک مجله انگلیسی به نام ok دختر بکام را یکی از مشهورترین و البته جنجالی‌ترین کودکان دنیا معرفی کرده هست. جالب هست بدانید کوچک‌ترین اتفاق در رابطه با هارپر هفت ساله تیتر رسانه‌ها می‌شود. برای مثال قیمت مجموع کفش‌های او، اتومبیل کوچک و مسائلی دیگر از این نوع برای رسانه‌ها بسیار جالب هست.

دیوید بکهام و دخترش، تولد ساده یک سوپر استار
اما دیوید بکام از این که دختر کوچکش این گونه شهرت دارد، بسیار ناراضی به نظر می‌رسد. وی عنوان کرده که دلش می‌خواهد دخترش مانند کودکان معمولی بزرگ شود. بکام و همسرش ویکتوریا چند بار با پیشنهاد کارگردانان سینما مبنی بر حضور دخترشان در فیلم‌های مختلف مواجه شده، اما آن را رد کرده‌اند.برای دیدن صفحه اینستاگرام دیوید بکهام اینجا را کلیک کنید.
  • تاریخ : ۲۲ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : پزشکی

نی نی بان،گروه رسانه های اجتماعی: این روزها هیجان جام جهانی به اوج خود رسیده، تب و تاب بازی های فوتبال بین سلبریتی ها هم دیده خواهد شد. آزاده نامداری بعد از بازی نیمه نهایی کرواسی و انگلیس، عکسی از گندم و همسرش به اشتراک گذاشت و خوشحالی خودش را از برد تیم کرواسی اعلام کرد. او نوشت:«لذت تابستان داغ با جام جهانی ،وقتی تیمی که دوس داری برنده میشه»
آزاده نامداری و دخترش، گندم و جام جهانی

 عکس های گندم دختر آزاده نامداری در اینستاگرام طرفداران زیادی دارد. او چند روز یک بار عکسی ازگندم به اشتراک می گذارد و به دختر کوچکش اظهار علاقه می کند.آزاده نامداری گوینده و مجری هست. او در ۵ مهر ماه ۹۵  در اینستاگرام خود اعلام کرد دخترش گندم به دنیا آمده هست،

آزاده نامداری و دخترش، گندم و جام جهانی
برای دیدن صفحه اینستاگرام آزاده نامداری اینجا را کلیک کنید. 
  • تاریخ : ۲۲ام تیر ۱۳۹۷
  • موضوع : پزشکی

دانستن اینکه کودک در هر سن از نظر رشد زبان و گفتار در چه جایگاهی‌ست به ما کمک شایانی در درک او و حتی تشخیص زود هنگام تاخیر رشدی و مراجعه به گفتار درمان می‌کند. بیایید ببینیم در هر مرحله کودک ما با چه چالش‌هایی روبرو می‌شود و مراحل رشد زبان و گفتار کودک چیست؟

شاید یکی از شیرین‌ترین مراحل رشد کودک ما، زبان باز کردن او باشد. از لحظه‌ای که نوزاد پا به خانه‌مان می‌گذارد منتظر ابراز احساسات او هستیم. حتی از وقتی که خواب هست هم نمی‌گذریم و با نگاه کردن به چهره کوچکش منتظر لبخند‌های گاه و بیگاهش در خواب هستیم. همچنان که بزرگ می‌شود سعی می‌کنیم به او کلمات مختلف را یاد بدهیم تا هر چه زودتر شیرین زبانی‌هایش را آغاز کند. اما آنچه ما از کودکمان توقع داریم در چه بازه سنی شروع می‌شود؟ در چه سنی چه آموزش‌های موثری می‌توانیم به او بدهیم؟ بهتر هست برای درک جواب این سوالات بدانیم او در هر سن دچار چه تحولات زبانی و گفتاری می‌شود.

۰ تا ۶ ماهگی

یک کودک تازه متولد شده تا ۳ ماهگی اکثرا گریه می‌کند. اما نگران نباشید به سرعت راه ارتباط داشتن با شما را پیدا خواهد کرد. چرا که گریه کردن هم خودش یکی از مراحل رشد زبان و گفتار کودک هست. از ۴ تا ۶ ماهگی خنده‌ها و زمزمه‌هایش شروع می‌شوند. او بطور مکرر غرغر می‌کند و صدا‌های خوشایندی تولید می‌کند. جالبست بدانید نوزاد شما در این سن بین صدا‌ها تمایز قایل می‌شود و نسبت به تغییر تن صدا نیز واکنش نشان می‌دهد. نوزاد در این سن شروع می‌کند به ساخت یک سری صدا‌ها مانند اه و اوه که پایه و اساس ساخت کلمات دیگر خواهد شد.

۷ تا ۱۲ ماهگی

کودک شما در این سن مفهوم «نه» را کاملا می‌فهمد. به درخواست‌های ساده مانند: برو، بیا واکنش نشان می‌دهد. او در این سن نسبت به شنیدن نامش عکس‌العمل نشان خواهد‌ داد و دیگر برای جلب توجه از گریه صرف استفاده نمی‌کند بلکه گاهی از خودش صدا هم درمی‌آورد. کودک در این سن تلاش برای واژه‌سازی را آغاز می‌کند و ممکن هست خزانه واژگانی‌اش بین ۱ تا ۳ کلمه باشد. خوبی این مرحله اینست که کودک کم کم یاد می‌گیرد برای بیان خواسته‌هایش یک اقدامی بکند. همین کار والدین را تاحدودی آسان‌تر می‌کند.

۱۳ تا ۱۸ ماهگی

برای این سن کودک نمی‌توان یک قاعده کلی گفت، چون تمام کودکان مانند هم نیستند. بعضی ممکن هست واژه سازی را پیش از این مرحله شروع کرده باشند. به هر حال کودک شما اولین لغات خود را در مرحله قبلی بیان کرده هست. در سن ۱۸ ماهگی وی باید بتواند ۲۰ کلمه بیان کند. (هرچند این تعداد در کودکان مختلف، یکسان نیست). او در این مرحله تلاش می‌کند تا آهنگ کلمات را از شما تقلید کند. اگرچه موقع حرف زدن بعضی همخوان‌های آغازین و تقریبا همه همخوان‌های پایانی را حذف می‌کند. کودک در این سن بیشتر اسامی را یاد می‌گیرد نه افعال را به همین خاطر اگر اقدام به یاد دادن اسامی اعضای بدنش کنید به خوبی یاد می‌گیرد. در درخواست کردن هم پیشرفت می‌کند.

۱۹ تا ۲۴ ماهگی

در این مرحله از رشد زبان کودک دیگر بیشتر از کلمات استفاده می‌کند تا صدا‌ها و گفتار نامفهوم. خزانه واژگانی کودک در این سن پیشرفت چشمگیری می‌کند و ممکن هست بین ۵۰ تا ۱۰۰ کلمه را بتواند بیان کند. البته واژگانی که درک می‌کند و می‌فهمد بسیار بیشتر هستند (۳۰۰ کلمه یا حتی بیشتر). او در این سن برای ساختن جمله و ترکیب کلمات قدم‌های اولش را برمی‌دارد. مثل ترکیب کردن اسامی با افعال و اسامی با ضمایر. از مراحل رشد زبان و گفتار کودک در این سن شروع استفاده از ضمیر‌ها به خصوص ضمیر من هست.

از آنجایی که تقلید آهنگ جملات شما را در مرحله قبلی شروع کرده هست پس در این سن هراز گاهی آهنگ پرسش به صدایش می‌دهد. البته هنوز هم کنترل کامل بر صدایش ندارد. ممکن هست بیشتر گفتار کودک در این سن از نظر شما نامفهوم باشد. اما معمولا ۵۰٪ تا ۷۰٪ گفتار کودک را والدینش می‌فهمند. برای کودکتان در این سن کتاب بخوانید. چون مشخصا از شنیدن داستان لذت می‌برد و وقتی نام تصاویر کتاب را بگویید آن تصویر را می‌شناسد. کودک شما بازی‌هایی که در آن اشیا را طبقه بندی می‌کند دوست خواهد داشت، چون دراین سن طبقه بندی را شروع می‌کند.

۲ تا ۳ سالگی

بطور کل در این مرحله از رشد زبان و گفتار کودک، باید ۵۰ تا ۷۰٪ گفتار او قابل درک باشد. مفهوم یکی و همه را هم یاد می‌گیرد. شما در این سن می‌توانید از پوشک گرفتن کودک را آغاز کنید، چون می‌تواند نیازش به دستشویی رفتن را ابراز کند.

کودک شما در این سن درخواست‌های خود را بسیار بهتر بیان می‌کند و از اعضای بدنش چندین عضو می‌شناسد. دستور‌های دوقسمتی را هم پیروی می‌کند. ممکن هست بتواند پرسش‌های یک یا دو واژه‌ای بیان کند. تعداد واژگانی که کودک در این سن بیان می‌کند ۵۰ تا ۲۵۰ کلمه و حتی بیشتر هست. اما واژه‌هایی که می‌فهمد ۵۰۰ تا ۹۰۰ کلمه هست که تعدادش از واژه‌های بیانی‌اش خیلی بیشتر هست. درست هست که او جمله سازی را آغاز کرده، ولی اشتباهات در قواعد مثل ناهمخوانی ضمایر یا اسامی با افعالشان در این سن بسیار طبیعی هست. کودک در این سن از تکرار کلمات بسیار لذت می‌برد خصوصا تکرار من و هجا‌های آغازین.

۳ تا ۴ سالگی

او در این سن عملکرد اشیا را به خوبی می‌فهمد و درک می‌کند. به او در این سن کلمات متضاد را یاد بدهید، چون به خوبی یاد می‌گیرد و از یاد گرفتنشان لذت می‌برد. مثل بزرگ و کوچک. داخل و بیرون. دستور‌های دو سه قسمتی را هم به خوبی می‌فهمد. حتی جملات مقایسه‌ای را کم کم درک می‌کند. خصوصا که کلمات متضاد را آموخته هست. بیان احساسات از طریق گفتار در این سن پیشرفت خوبی دارد و والدین از این نظر احساس بسیار خوبی دارند که کودک بلاخره مشکلاتش را بیان می‌کند.

جملاتی که کودک در این مرحله از رشد زبان خود می‌سازد، می‌تواند ۴- ۵ کلمه‌ای باشد. او حتی ممکن هست اقدام به تعریف کردن رویدادی کند و در آن تقدم و تاخر رویداد‌ها را از نظر زمانی رعایت کند. رعایت دستورات زبانی در او پیشرفت می‌کند و ضمیر‌ها را با فعل‌های مناسبشان جور می‌کند؛ هرچند هنوز هم عاری از اشتباه نیست. تقلید و تکرار واژه‌ها از مرحله قبل، هنوز در وجود کودک باقی مانده هست و همین به رشد و توسعه توان گفتاری او کمک می‌کند. در این سن کودک از زمان گذشته و آینده آگاه می‌شود و واژگانی که بیان می‌کند ۸۰۰ تا ۱۵۰۰ واژه هست. واژه‌های قابل فهم برایش ۱۲۰۰ تا ۲۰۰۰ واژه یا حتی بیشتر خواهدبود. 

کودک شما در این سن از جمله‌های با قاعده، صفات و ضمائر ملکی و زمان گذشته افعال استفاده می‌کند و تعداد بیشتری از جملات مرکب و پیچیده را بیان می‌کند.

۴ تا ۵ سالگی

در طی گذار از مراحل رشد زبان و گفتار کودک، رسیدن به این مرحله یعنی رسیدن به سن مناسب برای بازی قایم باشک. چون کودک می‌تواند یاد بگیرد از ۰ تا ۱۰ را طوطی‌وار بشمارد. البته از نظر مفهومی، مفهوم عدد را تا ۳ به خوبی درک می‌کند. درک مفاهیم فضایی‌اش در این سن بیشتر شده، خزانه واژگانی او ۱۰۰۰۰ کلمه یا بیشتر هست و از جمله‌های ۸-۴ کلمه‌ای استفاده می‌کند.

والدین می‌توانند در این سن وقتی برای کودک داستان کوتاهی می‌خوانند از او درباره داستان سوال بپرسند، چون او پاسخ دادن را در این سن شروع می‌کند. حتی به پرسش‌های پیچیده دو قسمتی پاسخ می‌دهد. سوال کردن او در این سن ممکن هست بسیار زیاد شود، چون علاقه دارد معنی واژگان را بپرسد. او دیگر بیشتر مواقع شبیه دستور زبان بزرگسالان، صحبت می‌کند. اگرچه هنوز اشتباهاتی در دستور زبان، در اشکال بی‌قاعده ضمائر انعکاسی، پسوند‌های قیدی و تغییر صفت‌های تفضیلی و عالی به یکدیگر دارد.

 

سخن آخر در مورد رشد کلامی کودکان

البته تمامی نکات گفته شده تا اینجا تنها برای کمک به والدین در درک کودک و شناسایی به موقع تاخیر کودک هست و تمام آنچه گفتیم کودک به کودک متفاوت هست. پس والدین عزیز این را در نظر بگیرند که اگر تعداد واژگان کودکشان کم و زیاد هست یا کودک در مرحله‌ای عقب افتاده هست هیچ جای نگرانی نیست. مهمترین نکته در مورد دیر حرف زدن کودک، پیگیری والدین هست و اطمینان از اینکه همه چیز سر جای خودش هست. فراموش نکنید شما تحت هر شرایطی حامی فرزندتان باشید و با او به بهترین شکل ممکن رفتار کنید. مطمئن باشید بهترین نتیجه را والدینی می‌گیرند که از وقت گذاشتن و توجه به نوزادشان دریغ نمی‌کنند.

صفحه 7 از 217
»... قبلی 3456789101112 بعدی 203040...«